شما آتش گرفته بودند و على بن ابىطالب پيشاپيش عدهاى ار مردم در حركت است و به دنبال شما مىگردد . كسانى هم كه از دستورهاى وى سرپيچى كرده بودند ، حال به گِردش جمع شدهاند . « 1 »
ابن اسحاق مىگويد : روز احد در شنبه ، نيمهء شوال واقع شد و فرداى روز احد ، شانزدهم شوّال بود .
در همين روز مؤذّن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله اعلام كرد كه براى تعقيب دشمن اجتماع كنند و كسانى كه ديروز با ما همراهى نكردهاند ، حاضر نشوند ! پس رسول اللَّه صلى الله عليه و آله حركت كرد تا به حمراء الاسد كه در هشت مايلى ( / 14 كيلومترى تقريباً ) مدينه واقع است رسيد و روزهاى دوشنبه ، سه شنبه و چهارشنبه را در آنجا اقامت كرد . « 2 »
واقدى مىنويسد : عدهاى از افرادى كه در جنگ احد شركت نكرده بودند ، از آن حضرت اجازه خواستند كه در تعقيب دشمن شركت كنند ؛ امّا آن حضرت صلى الله عليه و آله اجازه نداد . و تنها جابر بن عبداللَّه انصارى اجازه يافت كه با آنها حركت كند ؛ زيرا وى به رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عرض كرد : اى رسول خدا منادى اعلام كرده است كه فقط افرادى كه ديروز در جنگ شركت داشتهاند ، آمادهء حركت شوند و من مىخواستم كه ديروز در جنگ حضور داشته باشم ؛ امّا پدرم مرا مأمور نگهدارى از خواهرانم كرد و گفت : پسرم ، سزاوار نيست كه من و تو آنها را رها كنيم در حالى كه سرپرست مرد ندارند و من نگران حال آنها هستم ؛ بنابراين من با رسول اللَّه صلى الله عليه و آله حركت مىكنم و شايد كه خداوندتوفيق شهادت را عنايت فرمايد و تو بمان . به اين ترتيب من نزد خواهرانم ماندم و خداوند به او توفيق شهادت عنايت فرمود ، در حالى كه من همچنين اميدى داشتم . و حال اى رسول خدا ، به من هم اجازه بده كه با شما بيايم ! و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله به وى اجازه داد .
آن حضرت سه نفر از سالمترين افراد را به عنوان پيشتاز به تعقيب مشركان فرستاد آنها سليط و نُعمان ، پسران سُفيانِ سهمىِ دارمى بودند . نام نفر سومى كه همراه آنها بوده ، برده نشده است . آنها در حمراء الاسد به مشركان رسيدند كه آنها را ديدند و دستگيرشان كردند . « 3 »
مشركان براى مدتى در حمراء الاسد توقف كردند ، سپس حركت كردند . اباعزّه ( عمرو بن عبداللَّه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 184 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 106 - 109 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 337 .