تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
پس از طلحه ، مسافع بن طلحه پرچم را به دست گرفت كه على عليه السلام او را هم كشت و دوباره پرچم بر زمين افتاد . پس از او به ترتيب : عثمان بن ابى طلحه ، حارث بن ابى طلحه ، ابوعذير بن عثمان ، عبدالله بن حميد ، پرچم را به دست گرفتند كه كشته شدند و پرچم سقوط كرد . تا اين‌كه اميرالمؤمنين عليه السلام نهمين نفر از بنى عبدالدار به نام ارطارق بن شُرَحْبيل را به قتل رسانيد و پرچم سقوط كرد . پس از آن غلام ايشان به نام صَوأب پرچم را برداشت كه اميرالمؤمنين ضربه‌اى به دست راست او وارد كرد و آن را قطع كرد ، صواب پرچم را به دست چپ گرفت كه اميرالمؤمنين ضربه‌اى بر آن وارد كرد و دست چپ او را هم قطع كرد ، او با دست‌هاى بريده‌اش پرچم را در بغل گرفت ! در اين حال اميرالمؤمنين ضربه‌اى به سر او وارد كرد و او را كشت و پرچم دوباره بر زمين افتاد . پس از آن عَمْره دختر حارث بن علقمهء كِنانّيه پرچم را برداشت و آن را نگاه داشت « 1 » و بلافاصله قريشيان دور او جمع شدند و به حمايت از پرچم پرداختند .

نافرمانى تيراندازان

مسلمانان به مشركان حمله كردند . آنها شكست تلخى خوردند به طورى كه اصحاب رسول اللّه صلى الله عليه و آله به لشكر گاه آنها رسيدند . در اين هنگام خالد بن وليد همراه دويست اسب سوار به عبدالله بن جُبير و يارانش حمله كردند ؛ ولى با تيراندازى كمانداران به عقب نشستند . در همين حال نيروهاى عبداللّه بن جُبير مشاهده كردند كه مسلمانان به لشكر گاه قريش رسيده‌اند ، براى همين به عبدالله بن جُبير گفتند : ما را در اين جا نگه مىدارى و رفقاى ما به جمع‌آورى غنائم مىپردازند و ما بىنصيب مىمانيم ؟ ! عبداللّه گفت : از خدا بترسيد : مگر رسول اللّه صلى الله عليه و آله تأكيد نكرد كه از موضع خود تكان نخوريم ؟ آنها قبول نكردند و يكى يكى از سينهء كوه پايين آمدند تا اين‌كه عبداللّه بن جُبير به همراه دوازده نفر در آن‌جا باقى ماندند .
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 112 - 113 ؛ ارشاد ، ج 1 ، ص 85 ؛ سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 77 - 83 ؛ مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 283 .