آنجا در كمين يك كاروان قريش باش « 1 » و ما را از اخبار آنها آگاه كن » . « 2 »
پس از آن كه عبدالله نامه را خواند به آنها گفت : من هيچ يك از شما را مجبور نمىكنم هر يك از شما كه شهادت را دوست دارد ، « 3 » با من حركت كند . من به دستور رسول اللّه صلى الله عليه و آله عمل مىكنم و هر كس كه مىخواهد برگردد ، از همين جا باز گردد .
آنها گفتند : ما گوش به فرمان و مطيع خدا و رسولش و تو هستيم و به هر جا كه مىخواهى با توكل بر خدا حركت كن .
پس عبدالله به مسير خود ادامه داد تا به نخله رسيد . در آنجا كاروانى از قريش را يافت كه عَمروْ بن حَضْرمى و حَكَم بن كِيسان مَخزومى و عثمان بن عبدالله مخزومى و نَوفْلَ بن عبدالله مخزومى همراه آن بودند .
ابن اسحاق مىگويد : همراهان عبدالله بن حَجش از قريش عبارت بودند از : ابوحذيفة بن عتبة بن ربيعة ، عُكّاشة بن محِصن ، عُتبة بن غزوان ، سعد بن ابى وقّاص ، عامر بن ربيع ، واقد بن عبدالله ، خالد بن بُكير و سُهيل بن بيضاء . هيچ كس از انصار با آنها نبود .
كاروان قريش كه كشمش ( مَويز ) و پوست و مقدارى از كالاى تجارتى قريش را حمل مىكرد ، از مقابل آنها گذشت . « 4 » نظر واقد بن عبداللّه و عُكاشة بن مِحصن اين بود كه بر آنها حمله كنند ، براى همين عامر بن ربيعه ، سرِ عُكاشة را تراشيد تا اگر مشركان او را ديدند ؛ گمان كنند كه آنها قصد عمرهء حج را دارند . سپس عُكاشه خود را در معرض ديدِ مشركان قرار داد . آنها براى استراحت توقف كردند و سپس چارپايان خويش را لگام بستند و مشغول تهيهء غذا براى خود شدند . « 5 »
ابن اسحاق مىنويسد : اين واقعه در آخرين روز ماه رجب اتفاق افتاد . براى همين بعضى از آنها گفتند : به خدا قسم ، اگر اينها را امشب رها كنيد ، به زودى داخل محدودهء حَرَم مىشوند و از چنگ شما
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 13 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 252 .
( 3 ) . اين اوّلين بارى است كه از شهادت سخن به ميان آمده است و نشان مىدهد كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله آن را براى مسلمانان توضيح مىداده است .
( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 253 و مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 16 ، در تعداد آنها نقل شده است كه دوازده مرد بودند .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 14 .