خارج مىگردند و اگر با آنها وارد جنگ شويد ، آنها هم در ماه حرام به جنگ با شما بر مىخيزند . « 1 » يكى از آنها گفت : مىدانيم كه امروز حتماً از ماههاى حرام است و جايز نمىدانيم كه به طمع مال دنيا ، حرمت ماه حرام را بشكنيم . ديگرى گفت : معلوم نيست كه امروز از ماههاى حرام باشد يا نباشد .
در هر حال نظر كسانى كه در پى دستيابى به مال دنيا بودند ؛ غلبه يافت « 2 » و خود را براى هجوم بر آنها آماده كردند . تصميم گرفتند تا جايى كه برايشان امكان دارد ، آنها را به قتل برسانند و دارايىشان را به غنيمت بگيرند . « 3 »
پس واقد بن عبداللّه در حالى كه تيرى به كمان خود گذاشته بود و تيرهايش به خطا نمىرفت ، بهسوى آنها پيش رفت و عمرو بن حَضْرَمى را نشانه گرفت و او را قتل رسانيد . افراد كاروان بر آنها حملهكردند و در اين درگيرى ، نَوْفَل بن عبداللّه فرار كرد و عثمان بن عبداللّه و غلام آنها حَكَم بن كِيساناسير شده و كاروان را هم تصاحب كردند . « 4 »
عبدالله بن حجش به همراه دو اسير و كاروان به سوى مدينه حركت كرد و اين قبل از آن بود كهخداوند خُمس غنائم را مخصوص رسول اللّه صلى الله عليه و آله گرداند ؛ پس عبدالله به همراهانش گفت : خُمسغنائمى كه به دست آوردهايم مال رسولاللّه صلى الله عليه و آله است آنگاه خُمس غنائم را جدا كرد و بقيه را بينيارانش تقسيم كرد .
هنگامى كه در مدينه بر رسول اللّه صلى الله عليه و آله وارد شدند ، آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : من به شما دستور ندادهبودم كه در ماه حرام جنگ كنيد ؟ ! با شنيدن اين سخن متحيّر ماندند و گمان كردند كه هلاك شدهاند .
مسلمانان نيز آنها را به خاطر خطايى كه مرتكب شده بودند ؛ سرزنش مىكردند .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله تمام غنائم و دو اسير را توقيف كرد و از اينكه چيزى از آن را بردارد خوددارىنمود . « 5 » تا اينكه از جنگ بدر بازگشت و آنگاه آن را همراه با غنائم بدر تقسيم كرد .
طبرى و مسعودى مىنويسند : در ماه شعبان سال دوم هجرى روزهء ماه رمضان واجب شد .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 14 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 253 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 15 .
( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 254 ؛ تفسير قمى در ، ج 1 ، ص 71 - 72 ؛ طبرسى در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 167 آن را از قمى نقل نموده است ؛ مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 18 . ابن اسحاق تصريح كرده است كه اين واقعه بعد از نزول قرآن در شأن آنچه كه در ماه حرام اتفاق افتاده بود ، رخ داد .
( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 417 و التنبيه و الاشراف ، ص 203 و نگفتهاند كه آيات روزه نازل شد .