از همديگر ارث مىبردند و البته خويشاوندان اين چنين نبودند تا اينكه جنگ بدر پيش آمد و خداوند در سورهء انفال فرمود :
« وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ » ؛
بر طبق كتاب خدا خويشان نسبت به يكديگر [ در ارث بردن ] أولى هستند .
اين آيه پيمان برادرى را نسخ كرد و هر انسانى به خويشاوندى خويش برگشت و ارحام وى از او ارث مىبردند .
سُهيلى مىنويسد : هنگامى كه اسلام عزيز شد و مسلمانان قدرتمند شدند و ترس و وحشت از بين رفت ، خداوند فرمود :
« وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ » ؛
يعنى خويشاوندان در ميراث أوّلى هستند .
آنگاه تمام مؤمنان را با هم برادر قرار داد و فرمود :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » ؛
يعنى مؤمنان در دوست داشتن همديگر همانند برادر هستند .
اين بدان معنا است كه پيمان برادرى پيش از اين آيه بوده است و پس از آن اخوّت همگانى برقرار شد .
اوّلين سريّه در مدينه
واقدى روايت مىكند : كاروانى از قريش از شام به سوى مكه در حال حركت بود . اين در ماه رمضان و مصادف با هفتمين ماه مهاجرت نبى اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه بود . دراين كاروان ابوجهل ( بن هشام ) به همراه سيصد سواره از اهل مكه حضور داشتند . رسول اللّه صلى الله عليه و آله پرچم سفيدى را براى حمزة بن عبدالمطلب بست . بيشتر مورخان مىگويند كه اين اوّلين پرچمى بود كه آن حضرت پس از ورود به مدينه مىبست و آن را ابومرثد الغنوى حمل مىكرد . « 1 »
آنها به ساحل دريا رسيده و براى جنگ صف آرايى كردند . در اين ميان مجدىّ بن عمرو كه هم
هامش
( 1 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 402 به نقل از مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 70 .