روايت مىكنند كه روزى محمد بن اسحاق بر خليفهء عباسى ، منصور وارد شد ، در حالى كه فرزند منصور ؛ مهدى در كنارش بود . منصور به او گفت : آيا اين شخص را مىشناسى ؟ ابن اسحاق گفت :
آرى ، اين فرزند اميرالمؤمنين است . منصور گفت : برو و كتابى براى او تصنيف كن كه شامل تمام وقايع از هنگامى كه خدا آدم عليه السلام را خلق كرد تا امروز باشد . پس از آن ابناسحاق ، كتاب را تصنيف و به خليفهء عباسى تقديم كرد . منصور گفت : اى ابن اسحاق ! خيلى آن را طولانى كردهاى ، برو و آن را مختصرتر كن . پس ابن اسحاق آن را مختصر كرد و كتاب بزرگ در خزانهء خليفه انداخته شد !
ابن عَدِّى ، رِجالى معروف دربارهء ابن اسحاق گفته است : « اگر ابن اسحاق هيچ فضيلتى نداشته باشد مگر اينكه پادشاهان را از اشتغال به كتابهاى بيهوده منصرف كرد و آنها را به جنگهاى رسولالله صلى الله عليه و آله و مبعث و ابتداى خلقت مشغول كرد ؛ همين فضيلت براى او كافى است و من تمام احاديث روايت شده از وى را بررسى كردم و چيزى نيافتم كه سبب ضعف او باشد . البته ممكن است كه خطاهايى از او سر زده و متّهم شده باشد كه ديگران هم خطا مىكنند . افراد موثق و بزرگان اهل تحقيق ، از وى روايت نقل كرده و از روايات او اعراض نمىكنند . براى مثال مسلم در كتاب « بيع » از او روايت نقل كرده است و بخارى به سخنان او استشهاد كرده است و ابوداود و ترمذى و نسائى و ابن ماجه هم از وى روايت كردهاند » . « 1 »
ابن اسحاق ، يكى از بزرگترين مؤلفان سيره به شمار مىرفته و هيچ كتاب سيرهاى نيست ، مگر اينكه از او كمك گرفته و از او روايت نقل كرده است ، مگر كتاب مغازى واقدى و روايتهاى كاتبش ، ابن سعد و آنچه كه از اهل بيت عليه السلام نقل شده است . همچنين كتاب ابن اسحاق به يكى از مهمترين كتابهايى تبديل شده است كه علاقهمندان به سيره از زمان تأليف اين كتاب تاكنون و به خصوص پس از آنكه ابن هشام آن را تهذيب كرد ، به مطالعهء آن مىپردازند و هيچ كس به خواندن سيرهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله اقدام نمىكند ، مگر اينكه كتاب ابن اسحاق به عنوان اولين و مهمترين منبع به شمار مىرود .
هامش
( 1 ) . الكامل فى الضعفاء ، ج 6 ، ص 102 - 112 .