3 . وهب بن منبّه يمنى ( م 110 ه . ) كه به جمعآورى اخبار سيره و احاديث پرداخته است .
4 . عاصم بن عمر بن قتاده ( م 120 ه . ) كه ابن اسحاق قسمتى از اخبار سيرهاش را از او نقل كرده است ، همانند خبر از دعاى حضرت محمد صلى الله عليه و آله براى طلب باران در مسير جنگ تبوك و خبر از شيوع نفاق در زمان آن حضرت صلى الله عليه و آله .
5 . شُرَحبيل بن سعد شامى ( م 123 ه . ) .
6 . عبدالله بن ابى بكربن حزم قاضى ( م 135 ه . ) كه عمر بن عبدالعزيز از او درخواست كرد تا احاديثى را كه مىداند ، بنويسد و آنها را بين مردم منتشر كند .
7 . موسى بن عُقبه ( م 141 ه . ق ) .
8 . مَعْمَر بن راشد ( م 150 ه . ق ) .
9 . محمد بن اسحاق بن يسار مدنى ، و بنا به قولى : بَشّار بن خيار و معروف به ابن اسحاق كه از اسيران جنگى در « عين تَمْر » عراق بوده است ( م 153 ه . ) . وى در اصل ايرانى بوده و در زمان صادقين عليهم السلام مىزيسته است و از امام باقر عليه السلام بدون واسطه روايت كرده است .
10 . زياد بن عبدالملك بكّايى كوفى عامرى ( م 183 ه . ) .
11 . محمد بن عمر بن واقد معروف به واقدى ، صاحب كتاب مغازى ( م 207 ه . ) .
12 . عبدالملك بن هشام حِميرى يمنى بصرى ( م 218 ه . ) كه سيرهء ابن هشام منتسب به او است . او سيرهء ابن اسحاق را با رعايت امانت كم و زياد كرده است ، بدين صورت كه خبرهاى افزوده را جداگانه نوشته و با اصل كتاب مخلوط نكرده است .
اما با كمال تأسف بايد گفت كه از ميان تمام آثار اين مورخان جز سيرهء ابن اسحاق به روايت ابن هشام از بكايى و كتاب مغازى واقدى و كتاب طبقات ابن سعد كه شاگرد واقدى بوده است و مطالبى پراكنده در كتابهاى ديگر ، چيزى باقى نمانده است .
مورخان صدر اسلام
علاوه بر سيرهنويسان ، افرادى ظاهر شدند كه به نقل سيرهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اكتفا نكردند ؛ بلكه اخبار جاهليت قبل از اسلام را هم جمعآورى نموده و سپس اخبار خلفاى بعد از اسلام يا بعضى از خلفا يا