تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
اما بعد ؛ اى فرستادهء خدا ! هر آينه نامه ات به من رسيد كه در آن دربارهء حضرت عيسى عليه السلام نوشته بودى . قسم به خداى آسمان و زمين كه عيسى عليه السلام بر آنچه كه ذكر كرده بودى ، ذره‌اى نيفزوده بود . ما هدف از بعثت تو را شناخته‌ايم و پسر عمويت و اصحابش را مورد اكرام قرار داده‌ايم . من شهادت مىدهم كه تو حقّاً رسول خدا هستى و من با تو و پسرعمويت بيعت كرده‌ام و به دست او اسلام آورده و تسليم خداوند ربّ العالمين شده‌ام . من فرزندم أزها ابن أصحم بن أبجر را به سوى تو مىفرستم و من مالك هيچ چيزى غير از خودم نيستم و اگر بخواهى به سويت بيايم ، مىآيم . من شهادت مىدهم كه آنچه مىگويى حق است . والسلام عليك يا رسول الله » « 1 » . آنچه از محتواى اين نامه فهميده مىشود اين است كه اين جواب نجاشى به نامهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىباشد كه در آن او را به قبول اسلام دعوت كرده و اين نامه همراه با نامه‌هايى بوده كه به پادشاهان و سران قبايل بعد از صلح حُديبيه و قبل از خيبر و در اوايل سال هفتم هجرى ارسال شده است . چنان كه تقريباً اين مطلب در تمام منابع تاريخى ذكر شده است و بسيار بعيد است كه ارسال نامهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و جواب نجاشى همزمان با ابتداى هجرت به حبشه صورت گرفته باشد ، چنان‌كه اين مطلب از گفته‌هاى طبرسى در إعلام الورى به نقل از حاكم حسكانى فهميده مىشود .

فرستادگان قريش به حبشه

در تفسير قمى آمده است : هنگامى كه قريشيان به اذيت و آزار رسول الله صلى الله عليه و آله و اصحابش شدت بخشيدند ، آن حضرت صلى الله عليه و آله به ايشان فرمان داد كه به حبشه هجرت كنند و به جعفربن ابىطالب دستور داد كه سرپرستى آنها را بر عهده بگيرد . پس از آن جعفر به همراه هفتاد نفر از مردان مسلمان حركت كرد تا در كنار دريا سوار كشتى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 653 از ابن اسحاق و از او در مستدرك ، ج 2 ، ص 624 و از او در اعلام الورى ، ص 46 و اسدالغابه ، ج 1 ، ص 62 و الكامل ، ج 2 ، ص 63 و البداية ، ج 3 ، ص 84 و زادالمعاد ، ج 3 ، ص 61 و صبح الاعشى ، ج 6 ، ص 379 و المواهب اللدنية ، با شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 379 و سيره حلبية ، ج 3 ، ص 279 و سيرهء زينى دحلان در حاشيه سيرهء حلبيه ، ج 3 ، ص 67 و مجموعه الوثائق السياسية ، ص 46 و مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 121 - 131 و عجيب اين است كه با اين همه منبع ، سيد حسنى در سيرة المصطفى ، ص 183 - 184 در مورد صحت روايت اسلام آوردن نجاشى تشكيك مىكند بعد از آن‌كه روايت نامه را از بدايهء ابن كثير نقل مىكند .