احاديث به وسيلهء صحابه و تابعين و اهلبيت گرامىاش عليهم السلام در مورد تاريخ ولادت و زندگانى و جنگهايش با مشركان و دعوت به توحيد و اثرات شمشير و نيزه و زبان و بيان مورد اهتمام قرار گرفت . بيان اين حوادث ، به تدريج تاريخ اسلام را به صورت عام و سيرهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله را به صورت خاص تشكيل داد .
تدوين سيرهء نبوى و تاريخ اسلام
در مورد تاريخ اسلام و سيرهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله تا پايان ايام خلافت خلفا چيزى نگاشته نشد . در اين مدت چيزى به غير از قرآن كريم و روش اعراب گذارى آن بر طبق مبادى علم نحو به دست ابوالاسود دُئلى و به املاى اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب تدوين نشد . اين بدان دليل بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مسلمانان را به كتابت قرآن كريم تشويق مىكرد ، اما اختلاط اعراب با اقوام ديگر و رواج لغتهاى غير عربى در ميان آنها باعث شد كه ابوالاسود دئلى خدمت على عليه السلام برسد و به راهنمايى او براى حفظ زبان عرب ، علم نحو را تدوين كند .
در نتيجهء گسترش قلمرو اسلامى و اختلاط با اقوام ديگر داستانهايى از پادشاهان فارس و بنىاسرائيل رواج يافت . آمده است كه معاويه علاقهمند شد تا كتابى در تاريخ قديم نگاشته شود براى همين عُبيد بن شريَّه كه پيرمردى صد و بيست ساله بود ، از صنعاى يمن به خدمت او در آمد و كتابى در مورد اخبار گذشتگان و پادشاهان عرب و فارس و حبشه و غيره نوشت . اين اولين متن مدوّن بعد از قرآن كريم مىباشد . « 1 »
با وجودى كه مسلمانان بسيار علاقهمند بودند تا آثار مربوط به رسولاللّه صلى الله عليه و آله را براى هميشه نگه دارند ؛ ولى با كمال تأسف خلفاى سه گانه از تدوين سيرهء آن حضرت صلى الله عليه و آله و احاديث جلوگيرى مىكردند و علّت آن هم به گمان خودشان اين بود كه احاديث با قرآن كريم مخلوط مىشود . در اين ميان تنها اميرالمؤمنين على عليه السلام زير بار اين ممانعت نرفت و آن را تأييد ننمود ؛ بلكه علم نحو را به كاتب خودش ابوالاسود دئلى املا كرد و كتابهايى را در فقه و حديث نوشت و به كاتب هميشگى
هامش
( 1 ) . مروجالذهب ، ج 2 ، ص 60 - 62 و 251 .