مشركان از اين جواب بسيار عصبانى شدند و با آنها به مشاجره پرداختند و گفتند : قرآن سحر است و تورات هم مثل آن سحر است :
« سِحْرانِ تَظاهَرا وَقالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ » ؛ و اهل كتاب هم از آنها اعراض كردند و گفتند : « سلام عليكم لا نبتغى الجاهلين » « 1 » ؛ سلام بر شما ، ما خواستار جاهلان نيستيم . اين چيزى است كه سياق آيات كريمه بدان اشاره دارد . « 2 »
اين خبر ، ذكر نكرده است كه اين علماى يهودى از اهل يثرب كه قرآن را تصديق كردند و مشركان را به خشم آوردند و مورد تمجيد و تعريف قرآن در اين آيات واقع شدند ، چه كسانى بودهاند ؟ شايد آنها كسانى بودهاند كه بعداً اسلام آوردهاند از قبيل : تميم دارى و جارود عبدى و عبدالله بن سلّام . اين در حالى است كه آيات مكى است و قبل از هجرت به مدينه نازل شده است و در خبرى ذكر شده است كه سلمان فارسى هم با آنها بوده است و اين بسيار غريب است . « 3 »
ايمان ابوطالب
در سورهء قصص آمده است :
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » « 4 » ؛
تو هر كسى را كه بخواهى نمىتوانى هدايت كنى ولى خداوند هر كه را بخواهد هدايت مىكند و او از هدايت شدگان آگاهتر است .
قمى در تفسير آن مىنويسد : اين آيه در شأن ابوطالب نازل شده است ؛ زيرا رسول الله صلى الله عليه و آله به او مىگفت : اى عمو ! بگو : لا إله الاالله كه در روز قيامت بسيار به تو نفع مىرسانم . اما او مىگفت : اى برادر زادهام من آگاهتر به خودم هستم . اما او نمرد تا اين كه عباس بن عبدالمطلب نزد رسول الله صلى الله عليه و آله شهادت داد بر اين كه او هنگام مرگ شهادتين را گفت . و رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : اميدوارم كه اين در روز قيامت براى او سودمند باشد و فرمود : اگر به مقام محمود رسيدم براى پدرم و مادرم و عمويم و
هامش
( 1 ) . همان ، 55 .
( 2 ) . الميزان ، ج 16 ، ص 48 - 47 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 403 .
( 4 ) . قصص ( 28 ) ، ص 56 .