كه اين قضيه در دوران اعلان بوده است و تظاهر به دشمنى و خشم و غضب عليه آن حضرت گوياى همين مطلب است .
سورهء الماعون
طبرسى از ابن جريح نقل مىكند : اين سوره در مذمت ابوسفيان بن حرب نازل شده است . وى هر هفته دو گوسفند را ذبح مىكرد . در اين ميان ، كودك يتيمى پيش او آمد و مقدارى گوشت در خواست كرد ، ولى ابوسفيان او را با عصايش از آن جا دور كرد .
از السّدى و مقاتل بن حيان نقل شده است كه اين سوره در ذمّ وليد بن مُغِيرة نازل شده است و كلبى مىگويد : در ذم عاص بن وائل سَهْمى نازل شده است .
از عطا به نقل از ابن عباس نقل شده كه اين سوره در ذم مردى از منافقين مدينه نازل شده است ! « 1 » به نظر مىرسد كه عطا براى نقل اين روايت ، عطايايى را از بنىاميه دريافت كرده است ، تا يك مذمّت قرآنى را از آنها دور ساخته و متوجه مردى منافق در مدينه كند !
سورهء بيست و دوم : توحيد
قمى در تفسيرِ آن مىنويسد : سبب نزول سوره اين بوده است كه يهوديانى نزد رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمدند و سؤال كردند : نَسَبِ خداى تو چيست ؟ پس خداوند : « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » « 2 » را نازل فرمود .
كلينى در كافى با سندى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند : يهوديان از رسول الله صلى الله عليه و آله سؤال كردند :
نسب خداى تو چيست ؟ آن حضرت سه روز صبر كرد و جوابشان را نداد تا اينكه « قل هوالله احد » تا آخر سوره نازل شد « 3 » و همين خبر را طبرسى در مجمع البيان نقل كرده است . « 4 »
و در الاحتجاج طبرسى از امام حسن عسگرى عليه السلام روايت شده است كه سؤال كننده ، عبدالله بن صورياى يهودى بوده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . مجمعالبيان ، ج 10 ، ص 834 .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 448 .
( 3 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 390 .
( 4 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 859 .
( 5 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 390 به نقل از الاحتجاج . اين مطلب در اخبار مربوط به امام حسن عسگرى عليه السلام ديده نمىشود .