عبدالعزيز اين مطلب را نقل كرده است و در بعضى از اخبار ائمهء اطهار عليه السلام « 1 » هم بدان اشاره شده است و بعضى از فقهاى ما هم بدان فتوا دادهاند ؛ بايد بگوييم كه بلافاصله پس از آن نازل شده است . « 2 »
در معناى « وزر » در قول خداى متعال : « وَوَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ » ؛ و بار سنگينى كه مىخواست پشتت را بشكند ، از دوش تو كنار گذاشتيم ، اختلاف كردهاند . به نظر مىرسد با توجه به قرينهء وحدت سياق اين دو سوره ، مقصود از « وزر » ، همان مشكلى بوده است كه در اثر انقطاع وحى به وجود آمده بود و اين همان « عُسرى » بوده است كه آن را متحمّل مىشده است و « يُسر » بعد از تجديد نزول وحى حاصل شده است .
سورهء الكوثر
دولابى از الذريةالطاهره با سندى از جابر جُعفى از حضرت باقر عليه السلام نقل مىكند كه فرمود : قاسم فرزند رسولاللّه صلى الله عليه و آله به سنّى رسيده بود كه مىتوانست بر چارپا سوار شود و با شتر به مسافرت برود .
پس از آن كه خداوند روحش را قبض كرد ، عاص بن وائل سَهْمى گفت : محمد از جانب فرزندش أبتر گرديد و آنگاه خداوند اين آيات را نازل كرد : « انا اعطيناكالكوثر » ؛ نكويىهاى بسيارت بخشيدهايم كه عوض مصيبت فرزندت قاسم باشد . « فصل لرّبك وانحَر إنّ شانئك هوالابتر » ؛ پس براى پروردگارت نمازگزار و قربانى كن ؛ بدون شك دشمنت ابتر است .
سيوطى از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : هنگامى كه « قاسم » فرزند رسولاللّه صلى الله عليه و آله در مكه وفات كرد . رسولاللّه صلى الله عليه و آله كه از تشييع جنازهء فرزندش بازمىگشت با عاص بن وائل و فرزندش عَمْرو برخورد كرد . هنگامى كه عَمْرو رسولالله صلى الله عليه و آله را ديد ، گفت : من از او بدم مىآيد ! پس عاص بن وائل گفت : اهميّتى ندارد او أبتر گرديده است و خداوند هم نازل كرد : « إنَّ شانئك هوالأبتر » ؛ بدون شك دشمنت ابتر است . « 3 »
مطلبى كه سوره بدان اشاره مىكند و اخبار تاريخى و تفسيرى هم بر آن دلالت مىكنند ، اين است
هامش
( 1 ) . الميزان ج 20 ، ص 373 .
( 2 ) . محقق حلّى در شرايع و معتبر .
( 3 ) . مجمع البيان ، ح 10 ، ص 836 .