ادعاى وليدبن مغيره
ابن اسحاق مىگويد : گروهى از قريش نزد وليد بن مغيره - كه مرد مسن و با تجربهاى بود و در مراسم حج شركت كرده بود - جمع شدند . او به آنها گفت : اى جماعت قريش ! هر آينه موسم حجّ فرا رسيده است و گروههاى عرب به زودى به مكه روى مىآورند . آنها مسأله دعوت محمّد صلى الله عليه و آله را شنيدهاند ، پس نظر واحدى را اتخاذ كنيد و متفاوت صحبت نكنيد كه باعث تكذيب همديگر شويد و قول همديگر را رد كنيد . « 1 »
در اين نصّ ، تصريح شده است كه اين گرد هم آيى عليه رسول اكرم صلى الله عليه و آله در آستانهء حج يا عمره برگزار شده است و مىخواستند كه مسأله گروههاى عرب را كه به زودى به موسم حج مىآيند بررسى كنند .
اين خبر را قمى در تفسيرش به صورت ديگرى نقل كرده است .
او مىگويد كه وليدبن مغيره پس از شنيدن آياتى از قرآن ، مدعى شد كه اين سحر است و به دنبال آن آيات ذيل نازل شد :
« ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً * وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً * وَ بَنِينَ شُهُوداً * وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً * سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً * إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ * فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ * سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ » « 2 » ؛
مرا با آنكه [ او را ] تنها آفريدم واگذار ، و دارايى بسيار به او بخشيدم ، و پسرانى آماده [ به خدمت دادم ] ، و برايش [ عيش و نوش ] آماده كردم باز [ هم ] طمع دارد
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 288 .
( 2 ) . مدّثّر ( 74 ) ، 11 - 27 .