عضدالدوله او را بخشود . همچنين عمران به عضدالدوله گفت كه شخصى كه اين مكان را به وى ياد داده و او را از اسمى كه هيچكس آن را نمىداند ، با خبر كرده است ، صاحب اين ضريح ، امام على ( ع ) است . سپس داستانى را كه در خواب ديده بود ، براى او تعريف كرد و عضدالدوله ، منصب وزارت را به او داد .
راوى اين روايت مىگويد : « عمران بن شاهين نذر كرد ، زمانى كه عضدالدوله او را ببخشد ، پابرهنه و سربرهنه ، به زيارت قبر اميرمؤمنان ( ع ) برود » . شيخ حسن الطحال ، راوى اين خبر ، مىگويد :
هنگامى كه شب ، بر او سايه افكند ( در اوج تاريكى شب ) ، به تنهايى از كوفه خارج شد . جدم على بن طحال ، سرورمان ، اميرمؤمنان ( ع ) را در خواب ديد كه به او مىفرمود :
« اقعد و افتح لوليّ عمران بن شاهين » ؛
« بنشين و براى دوست من عمران بن شاهين در را باز كن » .
او همانجا نشست و در را باز كرد . ناگهان عمران بن شاهين آمد . هنگامى كه رسيد ، گفت : « بسم الله مولانا » . شيخ گفت : « تو كيستى ؟ » . عمران گفت : « عمران بن شاهين » . من به او گفتم : « تو عمران بن شاهين نيستى » . عمران به من گفت : اميرمؤمنان ( ع ) به خواب من آمد و فرمود :
« اقعد و افتح لوليّ عمران بن شاهين » ؛
« بنشين و در را براى دوست من ، عمران بن شاهين باز كن » . او گفت : « به حقانيت اميرمؤمنان ( ع ) سوگندت مىدهم ! ايشان به شما چنين گفت ؟ » عمران گفت : « بله . به حقانيت او قسم مىخورم كه به من چنين گفت » . عمران خودش را روى بارگاه مقدس انداخت ؛ درحالىكه آن را مىبوسيد . سپس شيخ را به مسئول ماهىها ، ارجاع داد تا شصت دينار به او بدهد . عمران ، قايقهايى داشت كه در آب در زمينه صيد ماهى فعاليت مىكردند .
ابن طاووس مىگويد : « به عقيده من ، او ايوان معروف به ايوان عمران را در دو بارگاه مطهر غروى و حائرى ( نجف و كربلا ) ساخته است . بر دو
قبر الإمام علي ( ع ) وضريحه ( تاريخچه آستان مطهر امام على ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: صلاح مهدى الفرطوسي
ص٣٠٤