مسجد عمران بن شاهين و ايوان آن
از جمله بناهايى كه با بناى عضدالدوله ديلمى همراه بوده است و همچنان تا به امروز ، برخى از آثار آن پابرجا مانده است ، بنايى است كه به عمران بن شاهين نسبت داده مىشود . اين بنا ، با وجود تفاوت و اختلاف بسيار زياد اخبار و اطلاعات مربوط به ارتباط آن با بناى عضدالدوله ديلمى ، شايسته بررسى و تأمل است .
براساس داستانى كه ابنطاووس آن را در « الفرحة » ، « 1 » به نقل از شيخ حسن بن حسين بن طحال مقدادى روايت كرده است ، عمران از فرمان عضدالدوله ديلمى سرپيچى كرد . عضدالدوله او را فراخواند . اما عمران درحالىكه تغيير قيافه داده بود ، از دست او به آرامگاه اميرمؤمنان ( ع ) گريخت . او اميرمؤمنان ( ع ) را در خواب ديد و آن حضرت ( ع ) به عمران خبر داد كه فرداى شب زيارت ، عضدالدوله به آنجا خواهد آمد و به عمران فرمود : « عضدالدوله اسمى دارد كه كسى آن را نمىداند . آن اسم فناخسرو است » . سپس مكانى را به او نشان داد كه عضدالدوله از آنجا وارد آرامگاه امام على ( ع ) مىشود . همچنين جايگاهى را برايش مشخص كرد كه در آنجا ، نزديك يكى از گوشههاى گنبدى مىايستد تا مناجات عضدالدوله و قسمى را بشنود كه در صورت پيدا كردن عمران مىخورد . عمران بايد در اينجا به عضدالدوله نزديك شود و از او درباره مردى سؤال كند كه قسم خورده است تا او را مجازات كند . سپس بايد درباره پاداش كسى از او سؤال نمايد كه براى پيدا كردن عمران راهنمايىاش مىكند . سپس اميرمؤمنان ( ع ) به عمران بن شاهين مىگويد : عضدالدوله به تو مىگويد : « اگر كسى كه عمران را به عضدالدوله معرفى مىكند ، از او بخواهد تا عمران را ببخشد ، اين كار را مىكند . در آن هنگام خودت را به عضدالدوله معرفى كن » .
عمران آنچه را امام على ( ع ) به او دستور داده بود ، انجام داد . در نتيجه ،
هامش
( 1 ) . ر . ك : الفرحه ، ج 2 ، صص 142 و 143 .