گران قيمت بود و بر آن ، چنين عبارتى نوشته شده بود : « اين مكان مقبره سلطان عضدالدوله بن ركن الدوله ، سلطان الدوله ديلمى است . دستور داده است تا كنار پاهاى مبارك حضرت امير ( ع ) به خاك سپرده شود » . عضدالدوله علت اين كار را اينگونه توجيه مىكند : « تا پاهاى آن حضرت ( ع ) به هنگام سر خوردن ، روى سر و شانههايم قرار بگيرد » . بقيه مشاهيرآلبويه نيز در صحن مطهر آن حضرت ( ع ) و سمت درِ تكيه قرار دارند كه از ميان آنان ، مىتوان به مقبره بهاءالدوله اشاره نمود . شيخ محمد حرز الدين در جاى ديگرى از كتابش ، مىنويسد :
عضدالدوله وصيت كرد تا يك زنجير نقره در گردنش قرار داده شود و نزديك بارگاه اميرمؤمنان ( ع ) چال گردد ؛ بهگونهاى كه به يك ميخ نقره بسته شود و بر صورتش كاغذى گذاشته شود كه روى آن اين فرموده حق تعالى نقش بسته باشد كه مىفرمايد :
( وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ) .
« 1 »
همچنين شيخ محمد در پاورقى دو صفحه قبلى مىگويد :
براساس اطلاعات ما و نيز آنچه مشهور است ، قبر عضدالدوله در پايينترين قسمت راهرو ، زير دومين درِ مجاور بارگاه اميرمؤمنان ( ع ) است . اين راهرو از اولين درِ موجود در زير سردر ورودى دو درى كه ورودى مرقد مطهر است - خداوند كرامت و قداست آن را بيفزايد - امتداد دارد و اما درباره دو طرف راهرو بايد گفت : سمت راست آن داخل مرقد مطهر امام على ( ع ) قرار دارد . در سمت چپ اولين درِ شرقى ، شانزده راهرو وجود دارد كه بهصورت هشتتايى بهسمت قبله امتداد دارند .
راهروى اولى از زاويه ايوان طلا ، جهت قبله را نشان مىدهد . درِ مأثوره نيز داشته است كه به هنگام نياز باز مىشد . تغييرات فراوانى در زمان حكومت عثمانى بر عراق ، در اين آثار و اماكن تاريخى به وجود آمد ؛ بهگونهاى كه از بيشتر آنها هيچ اثرى باقى نماند و بهكلى نابود شدند .
هامش
( 1 ) . « و سگ آنها [ مانند نگهبان ] دستهاى خود را بر دهانه غار ، گشوده بود » . ( كهف : 18 ) . ( مترجم )