است ؛ درحالىكه اين گمان ، صحيح نيست . بلكه فرزند سلطان سليم ، يعنى سلطان سليمان ، اين عمل را انجام داده است و سبب انتساب اين عمل به سلطان سليم ، فقط به سبب شهرتش مىباشد . « 1 »
شيخ محمد حرزالدين در اين زمينه ، با اطلاعات مهمى به ما يارى رسانده است كه براساس آن ، هيچشك و شبههاى درباره آرامگاه عضدالدوله به خود راه نمىدهيم . اطلاعات مذكور درباره راهروهاى ضريح مطهر حضرت امير ( ع ) يا راهروهاى زيرزمينى آن ، درخور توجه است كه آن را لابهلاى زندگىنامه ميرزا هادى خراسانى كه در سال 1353 ه . ق / 1934 م ، وفات نموده ، ذكر كرده است . « 2 »
ميرزا هادى از جمله ياران شيخ محمد و علاقهمند به حفارى در برخى از آثار متعلق به حرم اميرمؤمنان ( ع ) بوده است ؛ موضوعى كه از گفتههاى شيخ محمد استنباط مىگردد . از اين گذشته ، ميرزا هادى شاهد عينى شيخ محمد بر مطالبى است كه درباره آرامگاه عضدالدوله ذكر كرده است . شيخ محمد درباره مقبره عضدالدوله مىگويد :
مقبره عضدالدوله ديلمى در رواق راهرو بوده و در دورترين قسمت آن ، نزديك اولين درِ شرقى حرم اميرمؤمنان ( ع ) از سمت ورودى ايوان طلا ، دفن شده است . در اين راهرو ، زير يك چراغ در صحن قرار دارد كه شب هنگام روشن مىشد و مقابل در بزرگ شرقى صحن واقع شده است . « 3 »
همچنين براى او اتفاق افتاده است كه اشخاصى ، شبانه او را به اين ورودى راهنمايى مىنمودند ؛ درحالىكه روشنايى در دست داشتند و عدهاى از خواص ، آنان را همراهى مىكردند . او همچنين صراحتاً مىگويد كه كنار مقبره وى ، در همانجايى كه قرار داشت ، ايستاديم ؛ درحالىكه روى مقبرهاش ، يك تخته سنگ
هامش
( 1 ) . أعيان الشيعه ، ج 5 ، ص 538 .
( 2 ) . ر . ك : معارف الرجال ، محمد حرزالدين ، ج 3 ، صص 238 و 239 .
( 3 ) . ر . ك : همان ، پاورقى ص 45 .