تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
هنگامى كه مشركان مكّه با حجّاج روبرو شدند در حالى كه از مسلمانى او آگاهى نداشتند و او نيز وضعيت خود را براى آنان آشكار نمىساخت دربارهء پيامبر ( ص ) و فرجام جنگ خيبر از او پرسيدند و گفتند : « اين گونه به ما رسيده كه آن راهزن نعوذ بالله رسول خدا ( ص ) به سوى خيبر حركت كرده است » . حجّاج در پاسخ آنان گفت : « اين خبر به من نيز رسيده است و علاوه بر آن من خبرى ديگر نيز دارم كه شما را شادمان مىسازد ، محمّد چنان شكستى را متحمّل شده است كه تا كنون همانند آن نشنيده‌ايد و اصحاب او چنان كشته و تار و مار شده‌اند كه هرگز مانند آن نخواهيد شنيد . محمّد خود نيز به اسارت گرفته شده و يهوديان گفته‌اند : « ما او را نمىكشيم تا او را به مكّه بفرستيم و مكّيان او را در ميان خود بكشند ، اكنون در جمع آورى دارايىام در مكّه به من كمك كنيد تا آن را از بدهكاران بگيرم كه مىخواهم به خيبر بروم و پيش از آن كه ديگر تاجران بر من سبقت بگيرند ، از غنايمى كه از محمّد ( ص ) و اصحاب او به دست آمده است خريدارى كنم » . پس مشركان با او همكارى كرده ، دارايى او را گرد آوردند و بدهكاران را نيز به پرداخت بدهيهاى خود به آن مرد تشويق كردند . وى نيز اموالى را كه نزد همسر خود داشت به اين بهانه كه مىخواهد از اين فرصت طلايى براى تجارت استفاده كند و قبل از ديگر تاجران به سراغ غنايم خيبر برود از او گرفت . از آنجا كه مردم معمولا به اخبارى گوش فرا مىدهند كه آنها را دوست دارند و از چنين خبرهايى شادمان مىشوند و اين شادمانى و علاقه آنان را كور مىكند و اجازه نمىدهد در صحّت و سقم اخبار تحقيق كنند يا حدّاقل در آن شك و ترديدى روا بدارند و از آنجا كه مردم به چنين خبرهايى در خصوص ماجراهايى كه رخ دادن آن را دوست دارند بدون هيچ گونه تحقيقى دل خوش مىدارند ، خبر شكست محمّد ( ص ) بسرعت در مكّه پيچيد . از سوى ديگر در مكّه دوستداران و بستگان رسول خدا ( ص ) نيز وجود
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 96 | حسين صابري / محمد أبو زهرة