در داده . پس به بلال فرمود : « آيا در دلت هيچ محبّتى نيست كه اين دو جوان را از ميان كشتگان بستگان خويش عبور مىدهى ؟ »
در اين ميان صفيّه در سهم غنايم رسول خدا ( ص ) قرار گرفت . آن حضرت كه پيوسته دلها را به خود نزديك مىساخت و آنها را از خود نمىراند ، آسان مىگرفت و كار را بر ديگران دشوار نمىكرد و مىفرمود : « آسان بگيريد و كار را دشوار نسازيد و بسنده كنيد و ديگران را از خود نرانيد » . دوست نداشت صفيّه را بردهء خود نگه بدارد و در حالى كه براى وى امكان داشت بهرههايى را كه از طريق ازدواج مىبرد از طريق تملّك بر اين زن ببرد و اين كار حرام نبود آن را نپسنديد ، چرا كه او اساسا بردگى را منفور مىداشت و بدان علاقه نداشت كسى را برده كند ، بويژه آن كه آن كس شاهزاده باشد ، چه او به اين علاقهمند نبود انسانى را كه زمانى در عزّت به سر مىبرده به ذلّت نشاند .
بدين سبب رسول خدا ( ص ) وى را آزاد كرد و با قرار دادن همين آزادى به عنوان مهر به او با وى ازدواج كرد . از آنجا كه همسر قبلى صفيّه كه پسر عموى او بود در جريان جنگ كشته شده بود پس از آن كه صفيّه با يك بار حيض ديدن پاك شد ، پيامبر با او پيمان ازدواج بست و منتظر انقضاى مدّت عده نشد ، زيرا كافر عدّه ندارد . به ويژه اين كه ، عدّه صفيّه عدّه وفات بود و اين عدّه به منظور احترام به شوهر سابق است ، در حالى كه كافر احترام ندارد و تنها كافى است از حامله نبودن زن اطمينان حاصل شود . به همين سبب نيز پيامبر به گذشت يك حيض براى آن زن بسنده كرد .
پيامبر ( ص ) چون به صورت صفيّه نگريست اثر ضربتى در آن ديده و در اين باره از او پرسش كرد . وى نيز خوابى را كه چند شب پس از ازدواج با پسر عمويش ديده بود مطرح ساخت . وى در خواب ديده بود كه گويا ماه از آسمان در دامن او افتاده است . وى هنگامى كه اين خواب را با شوهرش در ميان نهاده بود ، او سيلىاى بر صورت صفيّه وارد آورده ، به او گفته بود : « آيا در اين آرزويى كه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: حسين صابري
ص٩٩