تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
به رسول خدا ( ص ) گفت : « من گماشتهء صاحب اين گوسفندان بوده‌ام و اين گوسفندها به امانت در نزد من است . پس بايد با آنها چه كنم ؟ » پيامبر اكرم ( ص ) در پاسخ او نفرمود اين گوسفندان را كه سرانجام در اختيار سپاه پيروز قرار خواهد گرفت در آنجا بگذارد ، بلكه اجازه داد امانت نزد صاحبش برگردد و به همين دليل فرمود : « روى گوسفندها را برگردان كه نزد صاحبشان برخواهند گشت » . پس وى مشتى خاك برگرفت و به سوى گله گوسفندان افشاند و آنان را به سوى خيبر برگرداند و گفت : « به نزد صاحبتان برگرديد كه به خداوند سوگند هرگز با شما همراه نخواهم شد » . پس گلهء گوسفندان يكپارچه و آن سان كه گويا چوپانى آن را پيش مىبرد به سوى دژ رفت و بدان وارد شد . آن مرد سپس به سوى دژ يهوديان پيش رفت تا به نبرد بپردازد ، اما هدف سنگ قرار گرفت و به قتل رسيد و در پى آن رسول خدا ( ص ) فرمود : « او شهيد شده و به بهشت رفته است » .

دو : ماجراى عرب شهادت طلب

548 - بيهقى به سند خود روايت كرده است كه مردى از اعراب [ در جريان خيبر ] به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد و به آن حضرت ايمان آورد و همراه او روانه شد و گفت : « مىخواهم همراه تو در جهاد شركت كنم » . پس رسول خدا ( ص ) يكى از اصحاب خود را به مراقبت و همراهى او سفارش كرد و وى در جهاد شركت جست . پس از آن كه رسول اكرم ( ص ) غنايمى به دست آورد و به تقسيم آن پرداخت سهمى نيز به اين عرب باديه نشين تازه مسلمان اختصاص يافت . وقتى سهميّهء آن مرد به وى داده شد گفت : « اين چيست ؟ » گفتند : « سهمى است كه رسول خدا ( ص ) به تو اختصاص داده است » . او در اين هنگام به آن حضرت گفت : « من براى چنين چيزى در پى تو نيامده ام بلكه بدين منظور در پى تو آمده ام كه تيرى بر اينجا - اشاره به گردن خود - نشيند و بميرم و به بهشت وارد شوم » .