تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
آگاهى نداشته باشد . ابن كثير در ادامه مىگويد : « ابو بكر از دادن فدك به آنان خوددارى كرد و . . . فاطمه ( س ) در اين باره از او خشمگين شد و اندوهى از اين جهت در دل گرفت و اين در حالى بود كه فدك [ يا ولايت بر آن ] از آن او نبود و ابو بكر نيز كسى بود كه هم او و هم ديگران از موقعيّتش نزد رسول خدا ( ص ) و تلاش وى در يارى دادن به اسلام در زمان حيات و پس از وفات آن حضرت [ ! ] آگاه بودند . فاطمه شش ماه پس از وفات رسول خدا ( ص ) وفات يافت و . . . چون دوران خلافت عمر فرارسيد از او خواستند تا امور اين صدقه را به على و عبّاس واگذار كند . آنان از طريق وارد صحنه كردن برخى از بزرگان صحابه عرصه را بر عمر تنگ كردند و او نيز به سبب فراوانى گرفتاريها و گسترش يافتن حوزهء حكومت و پراكنده بودن رعاياى او اين كار را انجام داد » . « 20 » اين اظهارات ابن كثير است كه داراى جايگاه ويژه‌اى در تاريخ سيرهء رسول خدا ( ص ) مىباشد ، امّا ما بر اين عقيده‌ايم كه اين گفته‌ها در حق فاطمه ( س ) كه عترت پيامبر به او ختم مىشود شايستهء آن حضرت و موقعيّتى كه وى در نزد پيامبر ( ص ) داشت نيست ، چه اگر ابو بكر جايگاه خاصّ خود را داشته ، فاطمه نيز جايگاه ويژه اى در محبّت رسول خدا ( ص ) دارد و پارهء تن اوست . بدين ترتيب ، اين گفتهء ابن كثير كه فدك از آن فاطمه نبود نوعى تجاوز از حدود عدالت مىباشد ، چرا كه ما مىبينيم بعدها عمر بن خطّاب اين خواستهء فاطمه ( س ) را برآورده ساخت و اين [ در حالى است كه اگر او حقى نداشت عمر آن را به وارثان او نمىداد و بدين ترتيب اين ] نشان مىدهد كه فاطمه ( س ) هنگامىكه كدورتى از ابو بكر به دل گرفت كارى ناروا نكرد . علاوه بر اين مورد عبارت ديگرى نيز در اظهارات ابن كثير وجود دارد كه ما با آن موافق نيستيم . آن عبارت اين است كه وى مىگويد : « آنان با به صحنه آوردن
هامش
( 20 ) البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 203 . - م .