است عائلهء خود مىدانم و به خداوند سوگند بستگان رسول خدا ( ص ) براى من دوست داشتنى تر از آنند كه به خويشاوندان خود نيكى كنم و پيوند آنان را با خويش استوار بدارم » . « 17 »
نگارنده چنين گمان نمى كند كه فاطمهء زهرا ( س ) آن پارهء تن رسول خدا ( ص ) فدك را به عنوان ميراث خواستار شده باشد ، بلكه وى خواهان آن بود كه ادارهء مصارف آن در امور خيرات با او باشد ، آن سان كه ابن كثير نيز در ادامهء سخن خود مىگويد :
« عبّاس و على ( ع ) كه اينك ميراث از دست داده بودند ، از طريق فاطمه ( س ) خواهان نظارت بر اين اراضى بودند كه به مصرف صدقات مىرسيد و نيز خواهان آن بودند كه خود اين اموال را در همان مواردى كه رسول خدا ( ص ) به مصرف مىرسانده است به مصرف برسانند » . « 18 »
نگارنده بر اين عقيده نيست كه آنان خواهان ميراث بوده اند ، چرا كه على ( ع ) كه فقيه صحابه و به فرمودهء پيامبر آگاهترين آنان به فقه و داورى است - نمى توانست از اين سخن پيامبر ( ص ) كه « پيامبران ارث بر جاى نمى گذارند » « 19 » ،
هامش
از پيامبران است توجّه كرده ايد ؟ آياتى در قرآن وجود دارد كه حاكى از ارث برى پيامبران يا ارث برى از پيامبران مىباشد ، از جمله اين كه مىفرمايد : « . . . پس از پيشگاه خويش مرا وليى [ فرزندى ] ببخش كه از من و از خاندان يعقوب ارث ببرد » ( مريم / 5 و 6 ) . در اين آيه مسلّما مراد از ارث ارث مالى به مفهوم مصطلح آن مى باشد ، زيرا ، اولا سياق آيات چنين دلالتى دارد ، ثانيا ميراث در لغت به چيزى گفته مىشود كه حقيقت انتقال آن از مورّث به وارث ممكن باشد و ثالثا عرف نيز از ارث چنين مفهومى برداشت مىكند و نه توريث علم و حكمت را . ( ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، به نقل از الشافى فى الامامه ) . - م .
( 17 ) البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 203 .
( 18 ) همان مأخذ .
( 19 ) البته اگر چنين حديثى پس از حيات على ( ع ) جعل شده باشد ظاهرا على ( ع ) حق دارد از چنين مطلبى و به نقل از رسول خدا ( ص ) آگاهى نداشته باشد و بلكه حق خواهد داشت بداند كه رسول خدا ( ص ) چنين سخنى نفرموده است .