ابن اسحاق در ادامهء اين روايت از برخى از مردان مسلمان كه از اين سهم برخوردار شده بودند و نيز از مقدارى كه آن حضرت به زنان يا به نزديكان خود و يا به نيازمندان اعطا مىكرد سخن گفته و اين امر حاكى از آن است كه چگونه آن حضرت اين بخش از غنايم را به نيازمندان به قدر رفع نياز آنها مىداد .
همان گونه كه گفتيم رسول خدا ( ص ) ملكيّت اين اراضى را در اختيار كسى قرار نداد و سهمى از محصولات را در اختيار يهوديان و سهمى را نيز به مسلمانان اختصاص داد و برخى از مسلمانان را به مسؤوليّت نظارت بر محصولات اين اراضى و تقسيم آنها گماشت ، آن سان كه در ابتدا عبد اللّه بن رواحه و پس از آن جبار بن صخر اين مسؤوليّت را بر عهده داشتند و تا پايان حيات آن حضرت نيز در اين مسؤوليّت باقى ماندند .
پس از وفات رسول خدا ( ص ) ابو بكر نيز همين روش را در پيش گرفت و عمر نيز در مدّتى از دوران خلافت خود به همين شيوه ادامه داد و پس از مدتى اراضى خيبر را از تصرّف يهوديان خارج ساخت و به صاحبان سهام محصولات آن اراضى داد . علّت اين تصميم عمر دو نكته بود :
الف : آنان در زمان حيات رسول خدا ( ص ) يكى از مسلمانان انصار را به نام عبد اللّه بن سهل به قتل رسانده بودند . وى در آن زمان در جمعى از دوستان خود براى چيدن خرما به آن سرزمين رفته بود ، اما از آنان جدا شده و پس از مدتى جنازهء او را در درون چاهى و در حالى كه گردنش شكسته شده بود يافتند و آنگاه او را از آن چاه درآورده ، در جايى پنهان كرده و به حضور رسول خدا ( ص ) برگشته بودند .
از آنجا كه در آن زمان اين ماجرا كشف نشده بود پيامبر اكرم ( ص ) همچنان به پيمان كشت مشترك يهوديان بر روى اراضى مسلمانان وفا كرد و چون عمر به خلافت رسيد آنان را متّهم كرد كه مرتكب اين قتل شدهاند .
دوّمين تجاوز يهوديان نيز در دوران خلافت عمر عليه عبد اللّه فرزند او صورت گرفته بود . عبد الله بن عمر به همراه زبير بن عوّام و مقداد بن اسود براى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: حسين صابري
ص٧٧