آن حضرت داشتند از خيبر بيرون براند آنان به پيامبر ( ص ) عرض كردند : « اى محمد اجازه ده در اين سرزمين بمانيم و به عمران و آبادى آن بپردازيم » . چون رسول اكرم ( ص ) خود يا اصحابش كارگرانى در اختيار نداشتند تا آنها را به كار كردن بر روى زمينهاى خيبر بگمارند و از سويى از چندان فراغتى نيز برخوردار نبودند كه خود اين كار را بر عهده بگيرند ، آن حضرت پيشنهاد آنها را پذيرفت و اراضى آن منطقه را در اختيار يهوديان قرار داد ، بدين شرط كه سهمى از خرما و ساير محصولات كشاورزى آن اراضى به آنان داده شود و باقيمانده اش از آن رسول اكرم ( ص ) باشد .
از اين پيمان دو نكته برمى آيد :
الف : اراضى خيبر در دست يهوديان باقى مىماند ، بى آن كه آنها مالك آن شوند ، بلكه تنها روى آن كشت و زرع مىكنند و به مراقبت از درختان مىپردازند و سهمى از محصولات در اختيار آنان و سهمى ديگر در اختيار رسول خدا ( ص ) قرار مىگيرد و آن حضرت آن را در موارد خود به مصرف مىرساند .
ب : اين پيمان از ناحيهء رسول خدا ( ص ) يك قرارداد لازم نبوده و هر وقت بخواهد مىتواند بنا به اقتضاى مصالح مسلمين اين اراضى را از دست يهوديان خارج سازد .
مالك دربارهء اين گونه از اراضى مىگويد : در مورد اين گونه اراضى مفتوحه امام اگر بخواهد مىتواند آنها را تقسيم كند ، يا به مصالح عامّه مسلمين اختصاص دهد ، نيز اگر بخواهد مىتواند بخشى از آنها را تقسيم كند و يا برخى را به رفع نيازمنديها و مصالح عمومى جامعه اختصاص دهد .
روايت شده است رسول خدا ( ص ) سهمى از عايدات خيبر را كه طبق قرارداد در اختيار مىگرفت به همان شيوهء معمول در مورد ساير غنايم ميان مسلمانان تقسيم مىكرد و بنابراين خمس آن سهم خدا و رسول و بستگان او ، يتيمان ، بينوايان و در راه ماندگان مىشد و چهار پنجم باقيمانده در اختيار رزمندگان خيبر كه مجموع آنها به يكهزار و پانصد نفر مىرسيد و اصحاب بيعت رضوان و ديگر كسانى كه در ادامهء
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: حسين صابري
ص٧٤