غنايم نيز - بدون تعيين سهميّه اى مشخّص - به آن زنان بخشيد . اين تقسيم در مورد اموال منقول و غير منقول خيبر از قبيل طلا ، نقره ، خرما و ديگر كالاهاى قابل انتقال يا به اصطلاح امروز ثروتهاى جارى به اجرا درآمد .
خيانت در پيمان
542 - رسول خدا ( ص ) با يهوديان خيبر چنين پيمان بسته بود كه هر چه زر و سيم دارند و هر كالا و خوراكى در اختيار دارند تحويل مسلمانان دهند و اگر چيزى را پنهان بدارند ، خود به خود پيمان آنان با آن حضرت نقض خواهد شد . اما آنان قدرى از ثروت خود را پنهان كردند و همين سبب لغو آن پيمان شد و در پى آن ، رسول خدا ( ص ) دو پسر ابو الحقيق را به قتل رساند . پيش از اين اشاره اى به اين ماجرا كرديم و اينك مناسب است نظرى نيز به تفاصيل آن بيفكنيم :
بيهقى به نقل از . . . عبد اللّه بن عمر روايت كرده است كه گفت : . . . پس آنان پوستى را كه در آن طلا و جواهرات بود و از آن حيى بن اخطب بود و وى آن را در هنگام اخراج بنى نضير از مدينه با خود آورده بود پنهان كردند . در اين هنگام رسول خدا ( ص ) فرمود : « آن كيسهء زرى كه حيى بن اخطب از ميان بنى نضير آورده كجاست ؟ » پسر ابو الحقيق پاسخ داد : « هزينه هاى مختلف و مصارف جنگ آن را به پايان رسانده است » امّا رسول اكرم ( ص ) فرمود : « هنوز تازه پيمان بستهايم و آن اموال نيز بيش از اين بوده است » .
پس رسول خدا ( ص ) وى را در اختيار زبير قرار داد و زبير نيز او را تحت شكنجه گرفت و او كه قبلا حيى را ديده بود كه به خرابهاى آمد و شد مىكرده است گفت : « من حيى را ديدهام كه به خرابهاى در اينجا آمد و شد داشته است » . در پى اين اطّلاع او ، مسلمانان به جستجو و كاوش پرداختند و سرانجام آن كيسهء زر را يافتند » . « 11 »
بدين ترتيب پيمان رسول خدا ( ص ) با يهوديان خيبر نقض شد و البته با اين
هامش
( 11 ) البداية و النّهاية ، ج 4 ، ص 199 - م .