كار پيمان مزبور به صورت كامل لغو نشد و تنها نسبت به دو پسر ابو الحقيق كه ظاهرا اين كار را انجام داده بودند لغو شد و آن دو به جرم خيانت به قتل رسيدند .
از آنجا كه خداوند ترتيب تقسيم غنايم را چنان قرار داده بود كه سهمى از غنيمت از آن خدا و رسول او و نزديكان او ، يتيمان ، بينوايان و در راه ماندگان باشد ، رسول خدا ( ص ) قدرى از خمس غنايم را كه به نزديكان تعلّق داشت در اختيار بنى هاشم و بنى مطلّب قرار داد و براى بنى عبد شمس و بنى نوفل سهمى تعيين نكرد . در اين هنگام عثمان بن عفّان به نمايندگى از بنى عبد شمس يا همان بنى اميّه و جبير بن مطعم به نمايندگى از بنى نوفل به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند و گفتند : « از خمس خيبر به بنى مطلّب داده اى و ما را واگذاشتهاى در صورتى كه ما و آنان در يك رتبه قرار داريم . امّا رسول خدا ( ص ) فرمود : « بنى هاشم و بنى مطلّب يكى هستند و نه در جاهليّت از ما جدا شدهاند و نه در اسلام » .
علاوه بر اين بنى المطلّب كه نياى آنان عبد المطلّب جد رسول خدا ( ص ) را پرورش داده بود هيچ كينهاى عليه پيامبر ( ص ) در دل راه ندادند و هنگامى كه قريش بنى هاشم را در شعب ابو طالب مورد محاصره قرار داده بود بنى مطلّب به آنان پيوستند و پذيرفتند كه آنچه به بنى هاشم مىرسد به آنان نيز برسد . آنان بدين ترتيب حق خويشاوندى را به خوبى ادا كردند و از ميان خاندان هاشمى تنها ابو لهب نپذيرفته بود كه در رديف ديگر برادران خود قرار گيرد .
غنايم غير منقول
543 - آنچه گذشت در مورد نحوهء تقسيم اموال و غنايم منقول از قبيل طلا و نقره و ساير كالاها بود . امّا در مورد اراضى و نخلستانها و ساير اموال غير منقول به همان ترتيبى كه در اموال منقول عمل شده بود عمل نشد و اين غنايم بر اساس شيوه اى ديگر تقسيم شد .
هنگامى كه رسول خدا ( ص ) تصميم گرفت يهوديان را بر اساس پيمانى كه با