اين نبرد رويارويى مسلمانان با مردمى بود كه در دژهاى خود پناه گرفته و براى مواجهه با مسلمانان بيرون نمىآمدند و « چنين گمان داشتند كه دژهايشان از آنان در مقابل خداوند حفاظت خواهد كرد . اين بدان سبب بود كه آنان مردمى بودند كه هيچ درك نمىكردند » . « 5 »
سرانجام مسلمانان در اين نبرد پيروز شدند و اين آخرين پيروزى بر آخرين پايگاه يهود در سرزمين جزيرة العرب بود و پس از آن ديگر يهوديان نتوانستند به جنگ و تحريكى آشكار عليه مسلمانان بپردازند ، هر چند توطئه هاى خيانت آميز خود را ادامه دادند : « آنان مكر ورزيدند و خداوند نيز در مقابل آنان مكر و تدبير كرد و خداوند بهترين تدبيركنندگان است » . « 6 »
در اين نبرد بيست و يك تن از مسلمانان به شهادت رسيدند و در مقابل بسيارى از يهوديان به قتل رسيده و بسيارى ديگر به اسارت درآمدند .
صلح و غنايم خيبر
541 - پس از آن كه رسول خدا ( ص ) در انديشهء استفاده منجنيق برآمد پسران ابو الحقيق از دژ خود بيرون آمدند و تسليم شدند و از آن حضرت خواستند با اين شرط با آنان مصالحه كند كه آنان ايمن شوند و اموال خود را تسليم كنند و در مقابل ، اراضى ، اموال ، طلا و نقره ، اسب و گاو و گوسفند خود را به آن حضرت واگذارند و تنها همان قدر از اموال خود را كه بر تن دارند با خويش به همراه ببرند .
رسول خدا ( ص ) اجمالا اين مصالحه را پذيرفت و به آن دو فرمود : « اگر چيزى را پنهان بداريد ، خدا و رسول او از شما بيزار خواهد بود و هيچ پيمانى ميان ما و شما وجود نخواهد داشت » . آنان نيز اين شرط را پذيرفتند .
ابن كثير مىگويد :
هامش
( 5 ) حشر / 2 .
( 6 ) آل عمران / 54 .