تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 696

مساهمون:

ص٦٩٦
ديگر مفسران نيز پس از او اين ماجرا را از تفسير او گرفتند تا زمانى كه ابن كثير پا به عرصهء علم نهاد و در كتاب خود تفسير القرآن العظيم دروغ و ساختگى بودن اين داستان را روشن ساخت و اين نكته را مسلّم كرد كه نقل دروغ هر چند طبرى ناقل آن باشد آن را راست نخواهد كرد . در اين ميان تعجّب آور اين است كه حتّى آيهء قرآن را نيز بر همين داستان دروغين تطبيق دادند ، در حالى كه آن داستان از ادّعاهاى دروغ متعصّبان غير مسلمان بود . خلاصه آن داستان از اين قرار است كه مىگويند روزى رسول خدا ( ص ) آن زن را در حال غسل كردن مشاهده كرد و پس از آن محبّت او در دل آن حضرت افتاد و او از زيد خواست زن خود را طلاق دهد تا او بتواند با آن زن ازدواج كند . سازندگان اين داستان مدّعىاند كه رسول خدا ( ص ) اين عشق را در دل پنهان مىداشت و از مردم نيز در اين مورد بيمناك بود تا آن كه خداوند آن را آشكار كرد . اين در حالى است كه هرگز اين داستان نمىتواند با آيات قرآن سازگارى يابد و بلكه ميان اين داستان و آيه ناسازگاريها و تناقضات فراوانى وجود دارد ، به اين دليل كه : اوّلا : آن سان كه آيات قرآن مىگويد اين ازدواج با رغبت پيامبر ( ص ) نبوده است تا عامل آن شهوت و تمايلات نفسانى باشد ، بلكه خداوند چنين تقدير كرده بود آن سان كه مىفرمايد : « هيچ مرد و زن مسلمانى را حق آن نيست كه چون خدا و رسول او امرى را مقرّر بدارند براى خود در كار خويش صاحب انتخاب و اختيارى باشد » « 4 » . علاوه بر اين خداوند اين ازدواج و انجام آن را به ذات مقدّس خود نسبت مىدهد و مىفرمايد : « هنگامى كه زيد حاجت خود را از او برآورد ما او را به همسرى تو درآورديم » « 5 » . همچنين خداوند در ادامهء همين آيات علّت اصلى اين ازدواج را صريحا ذكر كرده و آن اين است كه مسلمانان از آن پس در مورد ازدواج
هامش
( 4 ) - همان / 36 . ( 5 ) - همان / 37 .