اكنون به آياتى از قرآن كريم كه بدين مسأله پرداخته است نگاهى دوباره مىافكنيم ، قرآن كريم مىفرمايد : « هيچ مرد و زن مسلمانى را حق آن نيست كه چون خدا و رسول او امرى را مقرّر بدارند براى خود در كار خويش صاحب اختيار و انتخابى باشند و هر كس از خدا و رسول او نافرمانى كند به گمراهى آشكارى فرو رفته است . و آن هنگام كه بدان كس كه خداوند به او نعمت داده و تو نيز بر او نعمت و منت نهادى مىگفتى از خداوند پروا كن و همسر خويش را نگه دار و آنگاه كه چيزى در دل نهان مىداشتى كه خداوند آن را آشكار مىسازد و آن هنگام كه از مردم بيم داشتى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى ، پس چون زيد حاجت خويش را از او برآورد او را به همسرى تو درآورديم تا از اين پس براى مؤمنان دربارهء زنان پسر خواندههاى خويش مشكلى نباشد كه پس از آن كه آنان نياز خود را از آن زنان برآوردهاند با آنان ازدواج كنند و امر خداوند چيزى شدنى است .
بر پيامبر در آنچه خداوند بر او واجب ساخته هيچ ايرادى نيست و اين سنّت خداوند در ميان كسانى است كه پيش از شما بودهاند و امر خداوند مسألهاى تقدير شده و مسلّم است ؛ كسانى كه رسالتهاى الهى را ابلاغ مىكنند و از او بيم دارند و از كسى جز خداوند نمىترسند و تنها خداوند به عنوان پشتيبان بسنده است . محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و بلكه رسول خدا ( ص ) و خاتم الانبياء است و خداوند بر هر كارى آگاه است » « 3 » .
اين آيات كه مسألهء ازدواج با زينب و مسأله زيد بن حارثه را مورد بررسى قرار داده است از چند نكته حكايت مىكند :
الف : اين كه در دوران جاهليّت فرزند خوانده فرزند واقعى شخص خوانده مىشد و اسلام اين سنّت را لغو كرد ، آن سان كه آيهء چهارم و پنجم سورهء احزاب بدين حقيقت تصريح دارد .
ب : اين كه حكمت خداوند اقتضاى آن داشت كه ابطال اين سنّت جاهلى كه
هامش
( 3 ) - همان / 40 - 36 .