تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
به همين عنوان با او ازدواج كرده بود . امّا پس از آن كه اسلام آيين فرزند خواندگى را الغاء كرد و اين آيات نازل شد كه « خداوند فرزند خواندگان شما را فرزندان شما قرار نداده و اين تنها چيزى است كه شما خود بر زبان مىآوريد . در حالى كه خداوند حق را مىگويد و به راه درست هدايت مىكند . آنان را به نام پدران خويش بخوانيد كه اين در پيشگاه خداوند به عدالت نزديكتر است . اگر نيز پدران آنان را نمىشناسيد آنها برادران دينى و موالى و وابستگان شما هستند » « 1 » . آن زن در مورد باقى ماندن با زيد دچار ترديد و خسته شد زيرا براى او روشن شده بود كه زيد يك مرد قرشى نيست ، از سوى ديگر زيد نيز از تكبّر او به تنگ آمد و از رسول خدا ( ص ) اجازه خواست تا او را طلاق دهد ، امّا آن حضرت به او فرمود : « از خدا پروا كن و همسر خويش را نگه دار » . در اين ميان خداوند به رسول خود فرمان داد پس از طلاق آن زن از سوى زيد با او ازدواج كند ، امّا آن حضرت اين مسأله را پنهان داشت و از اين بيمناك بود كه مردم بگويند محمّد با زن پسر خويش [ يا همان پسر خوانده ] ازدواج كرده است . امّا خداوند آن حضرت را مخاطب اين فرمان ساخت كه « براى هيچ مرد و زن مؤمنى حق آن نيست كه چون خدا و رسول او امرى را مقرّر بدارند براى خود در كار خويش صاحب اختيار و انتخابى باشند » « 2 » . همچنين خداوند رسول خود را به ازدواج با اين زن فرمان داد تا از آن پس بر مؤمنان ديگر ايرادى و مشكلى در اين نباشد كه با زنان فرزند خوانده‌هاى خود پس از طلاق آنها از سوى آنان ازدواج كنند و بدين ترتيب آيين فرزند خواندگى عملا زير پا نهاده شود ، آيينى كه مقتضاى قرابت و خويشاوندى نبود ، بلكه مقتضاى دروغ و تهمت و موجب فساد نظام خانواده و ورود يك عنصر بيگانه به نظام حقوقى آن و نيز سنّتى بود كه اعراب آن را از روميان گرفته بودند .
هامش
( 1 ) - احزاب / 4 و 5 . ( 2 ) - همان / 36 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 693 | حسين صابري / محمد أبو زهرة