تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
بخارى در صحيح خود روايت كرده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « گرفتارترين مردم به بلا پيامبران ، پس از آن صالحان و پس از آن شايسته‌تران و نزديكتران گرفتارترند و انسان بر حسب مقدار تديّن خويش گرفتار مىشود و اگر ديانت او استوار باشد بر او سخت‌تر گرفته مىشود » . بيمارى در جان رسول خدا ( ص ) و در جان اين فروغ عالم هستى دويد تا جايى كه بدن او ضعيف شد . در اين ميان برخى از نزديكان او از جمله عبّاس بر اين رأى بودند كه بيمارى آن حضرت ذات الجنب است و به همين دليل بر اساس شيوهء معمول خود در مداواى اين بيمارى در زمانى كه رسول خدا ( ص ) در حالت اغما بود دوايى مخصوص در گوشهء لب او ريختند و چون آن حضرت به هوش آمد طعم و اثر آن را در دهان خويش احساس كرد و آنگاه فرمود تا از آن دوا در دهان همهء افرادى كه آنجا بودند ريختند و در اين ميان با آن كه مىدانست عبّاس خود دستور چنين كارى را در مورد آن حضرت داده است او را شايد به خاطر كهنسال بودن و موقعيّتى كه داشت استثنا كرد و پس از آن دربارهء بيمارى ذات الجنب و داروى مخصوص كه به اين سبب در دهان بيمار مىريختند فرمود : « اين بيمارى از شيطان است و خداوند آن را بر من مسلّط نمىكند » . بيمارى رسول اكرم ( ص ) شدّت يافت و آن حضرت در بستر افتاد . او در اين هنگام از همسران خود اجازه خواست تا در خانهء عايشه پرستارى شود . بخارى در اين باره از عايشه روايت مىكند كه گفت : « چون بيمارى رسول خدا ( ص ) سنگين شد و شدّت يافت او از زنان خود اجازه خواست تا در خانهء من مورد تيمار قرار گيرد و به او اجازه داده شد و وى نيز در حالى كه دو مرد - عبّاس بن عبد المطّلب و مردى ديگر - بازوهايش را گرفته بودند و پاهاى آن حضرت بر زمين كشيده مىشد به خانهء من آمد » . هنگامى كه از ابن عبّاس پرسيدند كه آن مرد ديگر كه عايشه او را مىشناخته ولى از او اسمى نبرده چه كسى بوده است او در پاسخ به شخصى كه سؤال كرده بود