متوجّه آنان مىشود تحمّل مىكنند و هستههاى اوليّهء دعوت و گروندگان به آن را تشكيل مىدهند . حواريّون عيسى نيز چنين وضعيّتى داشتهاند و از ثروتمندان و اشراف نبودند ، بلكه از شكارچيان ، عشّارها و ديگر اقشار مستضعف برخاسته بودند .
در اين ميان شمار كسانى از صاحبان قدرت و ثروت كه در همان اوايل اسلام آوردند اندك بودند كه از اين جمله مىتوان به ابو بكر ، عثمان ، حمزه ، عمر و ابو عبيدهء جراح نام برد كه به رغم شمار اندك خود اندوه دل دردمندان فقير را مداوا مىكردند تا آنان بتوانند صبر و پايدارى از خود نشان دهند و قدرتى نسبة آرام را براى اسلام تشكيل دهند .
در اين دوره رسول خدا ( ص ) خود نيز آزار مىديد ولى همچنان در مقابل اين آزارها از خود آرامش نشان مىداد تا هدايتگرى راهنما براى مردم و آن سان كه خود فرموده است هشدار دهنده و بيدادگرى برهنه و دست خالى باشد . زيرا هرگز قدرت و سلطه نمىتواند موجب قبولاندن و نفوذ فكر و انديشه شود ، آن سان كه خداوند به رسول خود مىفرمايد : « تو سلطهگرى بر آنان نيستى » « 1 » .
اين روند ادامه داشت تا زمانى كه طغيان و سركشى به اوج خود رسيد و ديگر در تيركش صبر تيرى نماند و رسول خدا ( ص ) اين سخن خداوند را كه قبلا به نوح فرموده بود شنيد كه « از قوم تو هيچ كس جز كسانى كه تا كنون ايمان آوردهاند ايمان نخواهد آورد » « 2 » و بدين ترتيب از ايمان آوردن خاندان خود نوميد شد . در اين هنگام بود كه آن حضرت به قبايل عرب كه در موسم حج به مكّه آمدند روى آورد و دعوت اسلام را بر آنان عرضه مىداشت و از آنان مىخواست او را يارى دهند . اينجا بود كه كسانى به دعوت او پاسخ مثبت دادند و افرادى به ملاقات او آمدند و بدين سان دعوت او به ميان همه قبايل يا اكثر آنها رسيد و در اين ميان برخى با آن بىمهرى كرده
هامش
( 1 ) - غاشيه / 22 .
( 2 ) - هود / 36 .