مؤمنان به منظور تربيت نفس آن گروه و تزكيهء دلهاى آنان با ايشان قطع رابطه كردند .
ما از اين پيش در جريان بحث از غزوهء تبوك از ماجراهاى اين گروه سخن به ميان آورديم و گفتيم كه چگونه آنان راضى شدند به جاى آن كه در مقابل خداوند و رسول خدا دروغى اظهار دارند غربت و قهر ديگران را تحمّل كنند تا آن هنگام كه خداوند بر آنان توبه كرد ، آن سان كه مىفرمايد : « و نيز [ توبه كرد ] بر آن سه تن كه از نبرد ماندند تا جايى كه زمين با همهء وسعت و گشادگى بر آنان تنگ آمد و دلگير شدند و گمان كردند [ دريافتند ] كه هيچ پناهى و گريزى در مقابل خداوند جز به سوى خود او ندارند . سپس خداوند بر آنان توبه كرد تا توبه كنند كه خداوند - همو - توبه پذير و رحيم است » « 67 » .
در ادامهء سورهء توبه پس از تقسيم مسلمانان به گروههاى پيشگفته ، خداوند وظايف و مسؤوليّتهاى مؤمنان و اعراب را چنين بيان مىدارد : « براى مردم مدينه و اعرابى كه در اطراف آن شهرند آن [ حق ] نيست كه از همراهى رسول خدا ( ص ) خوددارى كنند و جان خويش را بر جان او برگزينند ، زيرا كه هيچ تشنگى و رنج و گرسنگيى در راه خدا به آنان نمىرسد و هيچ گامى برنمىدارند كه كافران را به خشم آورده باشد و هيچ نبردى با دشمنى نمىكنند مگر آن كه در مقابل آن كار نيكى براى آنان نوشته مىشود . خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمىسازد . آنان هيچ خرجى - كوچك و يا بزرگ - نمىكنند و هيچ سرزمينى را در نمىنوردند مگر آن كه براى آنان نوشته مىشود تا خداوند بهترين آنچه مىكردند بدانان پاداش دهد » « 68 » .
در ادامه ، قرآن كريم به مسألهء ورود هيأتهاى پى در پى اعراب به مدينه كه براى فراگيرى احكام دين از مسلمانان و از رسول خدا ( ص ) به اين شهر مىآمدند اشاره كرده و با بيان اين كه لازم نيست همه به سان ديگر هيأتهايى كه در سالهاى نهم و دهم تا زمان وفات رسول اكرم ( ص ) به مدينه آمدند به حضور آن رسول گرامى
هامش
( 67 ) - همان / 118 .
( 68 ) - همان / 120 - 121 .