در ادامهء همين آيات خداوند به بيان وضعيّت اهل كتاب و خدا گرفتن مسيح از سوى آنان و خدا گرفتن عزيز از سوى طايفهاى ديگر و نيز بيان اين نكته پرداخته است كه اهل كتاب با در پيش گرفتن اين عقيده با مشركان در اين كه بت مىپرستند همانندى دارند ، زيرا كه شرك همان گونه كه مىتواند با پرستش بت باشد با پرستش افراد نيز مىتواند صورت گيرد .
سپس خداوند علّت اصلى انحراف مسيحيان از يگانه پرستى را چنين مطرح ساخته است كه در ميان آنان احبار و راهبانى وجود داشتهاند كه مانع درك حقايق مسيحيت از سوى مسيحيان شده و مسيحيان آنان را اربابهايى به جاى پروردگار يگانه گرفتهاند . خداوند مىفرمايد : « آنان احبار و راهبان خود را اربابانى در مقابل خداوند و مسيح پسر مريم را خدايى گرفتهاند ، در حالى كه بجز آن امر نشدهاند كه خدايى يگانه را بپرستند ، آن كه خدايى جز او نيست و از آنچه آنان شريك او مى دارند منزّه است . آنان مىخواهند با دهان خويش نور خدا را خاموش كنند در حالى كه خداوند جز اين نمىپذيرد كه نور خويش را تكميل كند ، هر چند كافران خوش ندارند ، اوست آن كه رسول خويش را با [ پيام ] هدايت و دين حق برانگيخت تا آن را بر همهء اديان چيره سازد ، هر چند مشركان خوش ندارند . اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسيارى از احبار و راهبان اموال مردم را بناحق مىخورند و سدّ راه خدا مىشوند و آنان كه زر و سيم مىاندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمىكنند آنان را به عذابى دردناك مژده ده ، آن روز كه همان زر و سيم بر آتش دوزخ داغ شود و سپس بر پيشانى و پهلو و پشت آنان بدين وسيله داغ زده شود كه اين همان چيزى است كه براى خود اندوخته بوديد . پس امروز آنچه را مىاندوختيد بچشيد » « 36 » .
خداوند پس از بيان وجوب جهاد در مقابل همه متجاوزان به حريم حق و معاندان با اهل حقيقت و همانند دانستن اين دو گروه و رد هر دو متذكر تقويم ماهها و ماههاى حرام شده است و مىفرمايد : « شمار ماهها در كتاب خداوند ، آن روز كه
هامش
( 36 ) - همان / 35 - 31 .