احمد در مسند خود تفصيلى ديگر دربارهء زكات آورده است ، هر چند اين تفصيل همانند مفادّ حديث سابق از آنچه صاحبان سنن بر آن اتّفاق دارند بيرون نيست . متن روايت احمد از اين قرار است :
« معاذ گفت : رسول خدا ( ص ) مرا به يمن اعزام داشت تا زكات مردم يمن را از آنان بگيرم . . . او به من فرمان داد در مورد زكات گاوان به ازاى سى رأس يك گوساله زير يك سال ، به ازاى چهل رأس يك گوسالهء يك ساله ، به ازاى شصت رأس دو گوساله زير يك سال ، به ازاى هفتاد رأس يك گوساله يك ساله و يك گوساله زير يك سال ، به ازاى هشتاد رأس دو گوساله يك ساله ، به ازاى نود رأس سه گوساله زير يك سال ، به ازاى صد رأس يك گوساله يك ساله و دو زير يك سال ، به ازاى صد و ده رأس دو گوساله يك ساله و يك زير يك سال و به ازاى صد و بيست رأس سه گوساله يك ساله و يا چهار گوساله زير يك سال از آنان بگيرم » « 4 » .
اين روايت احمد است و همان گونه كه گفتيم از مفادّ حديث سابق بر آن بيرون نيست هر چند نسبت به آن تفصيل بيشترى دارد . در اين مسأله كه تفصيل آن را به كتب فقه و ابواب زكات چهارپايان ، محصولات كشاورزى و نفود وامىگذاريم آنچه براى ما اهمّيّت دارد اين است كه ببينيم چرا رسول خدا ( ص ) تعليمات خود در مورد زكات را تنها به زكات محصولات كشاورزى و زكات گاو منحصر كرد و دربارهء زكات ساير چهارپايان يعنى شتر و گوسفند چيزى نفرمود .
به نظر نگارنده علّت اين امر به دو مسأله برمىگردد :
اوّلا : در اين باره كه چرا از طلا و نقره و زكات آن سخنى به ميان نيامده علّت اين است كه پيامبر اكرم ( ص ) كارگزار خود در مورد جمع آورى زكات را تنها به گردآورى زكات اموال ظاهرى كه همان چهارپايان و محصولات كشاورزى است مأمور ساخت و زكات ساير اموال را كه در فقه اموال باطنى خوانده مىشود به
هامش
( 4 ) همان ، ص 102 .