خود را به خشم ميار و آنها را ترك مگوى هر چند از تو بخواهند به خاطر آنها از ثروت و زن و فرزند خويش دست بكشى ، نماز واجب را عمدا ترك مكن كه هر كس نماز واجبى را عمدا ترك كند خداوند از او بيزار است ، شراب منوش كه سرچشمهء هر گناه است ، از معصيت و نافرمانى بپرهيز كه نافرمانى خشم و ناخشنودى خداوند را در پى مىآورد ، از فرار از صحنهء جنگ بپرهيز هر چند همهء سپاهيان كشته شوند ، اگر همهء مردم بميرند و تنها تو در آن ميان زنده باشى پايدارى كن ، از ثروتى كه دارى بر عائلهء خود خرج كن ، عصاى تأديب خود را از آنان برمدار و به خاطر خدا با آنان مهر و دوستى بورز » « 3 » .
همچنين از توصيههاى آن حضرت به معاذ بن جبل اين است كه فرمود : « از رفاه زدگى و رفاه طلبى برحذر باش كه بندگان خدا رفاه طلب نيستند » . از همين جمله است كه فرمود : « كليد بهشت شهادت لا إله الّا اللّه است » .
ما در اين ماجرا شاهد آنيم كه رسول خدا ( ص ) همان گونه كه پس از فتح مكّه معاذ بن جبل را در آن شهر به منظور تعليم دادن به مردم گذاشت ، اينك نيز او را به همراه ابو موسى اشعرى براى چنين هدفى به يمن اعزام كرد . معاذ در كنار اين كار ارزشمند خراج آن سرزمين را نيز جمع آورى مىكرد و از هر فرد بالغى از آنان يك دينار مىستاند . او خود مىگويد : « رسول خدا ( ص ) مرا به يمن فرستاد و به من فرمان داد از هر فرد بالغى از مردم آن سرزمين يك دينار و قدرى لباس بستانم .
همچنين به من فرمود به ازاى هر چهل گاو يك گوسالهء يك ساله و به ازاى هر سى رأس يك گوساله كمتر از يك سال از آنان بگيرم و نيز يك دهم از محصولات ديم و يك بيستم از محصولات آبى آنها زكات بگيرم » .
از اين اظهارات چنين بر مىآيد كه پيامبر اكرم ( ص ) او را كارگزار خراج و جزيه و نيز زكات قرار داده بود و بنابراين اختيارات و ولايتى كه به او سپرده شده بود فراگير بود و شامل هر چيزى مىشد كه با ادارهء حكومت ارتباط داشت .
هامش
( 3 ) - البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 101 .