جستجوى آن رفتم و مردى را ديدم كه نشسته است . او با مشاهدهء من شروع به دويدن كرد . من نيز در پى او دويدم و هر جا رفت رفتم . او كه مشاهده كرد تعقيب مىشود به كندن گودالى پرداخت و آن چمدان را از آنجا درآورد » . همراهان او با شنيدن اين سخنان گفتند : « ما گواهى مىدهيم كه او واقعا رسول خداست » .
پس از اين ماجرا آنان دوباره نزد پيامبر ( ص ) برگشتند و به آن حضرت اطّلاع دادند كه وضعيّت همان گونه بوده كه او فرموده است . آن نوجوان نيز كه نگهبانى را بر عهده داشت به حضور رسيد و اسلام آورد . پس از آن پيامبر ( ص ) - افزون بر آن نامهاى كه دربارهء اصول احكام اسلامى براى آنان نوشته بود - به ابى بن كعب سفارش كرد هر اندازه ممكن است به آنان قرآن بياموزد .
در هنگام خداحافظى اين هيأت ، رسول خدا ( ص ) آن سان كه به ديگر هيأتها هدايايى تقديم مىكرد به اين گروه نيز هدايايى بخشيد .
هيأت ازد
732 - ابو نعيم در كتاب معرفة الصّحابه به سند خود و ابو حافظ بيهقى نيز به سند خود روايت كرده است كه اين هيأت مسلمان به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد و نوع لباس و ظاهر آنها خوشايند آن حضرت قرار گرفت و پرسيد : « شما چه كسانى هستيد » آنان در پاسخ گفتند : « گروهى مؤمن » آن حضرت تبسّمى كرد و آنگاه فرمود : « هر گفتهاى را حقيقتى است و اكنون حقيقت گفتههاى شما و دليل ايمانتان چيست ؟ » آنان گفتند : « حقيقت ايمان ما پانزده خصلت است ، پنج خصلت را فرستادگان تو پيام آوردهاند كه بدان ايمان داشته باشيم و پنج خصلت نيز ما را فرمان دادهاى كه بدان عمل كنيم و پنج خصلت نيز از آدابى است كه آنها را از جاهليّت حفظ كردهايم » .
رسول خدا ( ص ) از آنان پرسيد : « آن پنج خصلتى كه فرستادگان من به شما امر كردهاند بدان ايمان داشته باشيد چيست ؟ » گفتند : « اين كه به خدا ، فرشتگان او ، كتابهاى او ، رسولان او و روز قيامت و نيز به قضا و قدر در خير و شر ايمان داشته