تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١

هيأت صداء

729 - هيأت صداء مركّب از يكصد نفر از مردم اين خاندان يمنى بود . ماجراى اين هيأت به سال هشتم هجرت بر مىگردد زمانى كه رسول خدا ( ص ) پس از عمرهء جعرانه گروهى از مسلمانان در حدود چهارصد رزمنده را به فرماندهى قيس بن سعد بن عباده به سوى صداء در يمن فرستاد . در اين ميان مردى از اين خاندان كه از ماجراى حركت اين سپاه اطّلاع يافته بود و از سوى ديگر مىدانست كه قوم او به اسلام تمايل دارند و بويژه تمايل آنان پس از فتح مكّه به دست پيامبر ( ص ) بيشتر شده است ، به حضور آن بزرگوار رسيد و گفت : « اى رسول خدا ( ص ) به نمايندگى از سوى خاندان خود نزد تو آمده‌ام . سپاه خويش را فرمان بازگشت ده كه من خاندان خويش را به حضور مىآورم » . بدين ترتيب رسول خدا ( ص ) فرمان بازگشت سپاه خود را صادر كرد و اين مرد كه به گفتهء واقدى در تاريخ خود زياد بن حارث نام داشت به ميان خاندان خود برگشت و پس از آن هيأتى پانزده نفرى از آنان به ديدار پيامبر ( ص ) آمد . با ورود آنان به مدينه سعد بن عباده گفت : « اى رسول خدا ( ص ) اجازه ده در خانهء من بار سفر بگشايند » . [ پيامبر ( ص ) موافقت فرمود و ] آنان در خانهء او اقامت گزيدند و وى مقدم آنان را گرامى داشت و بدانان لباس نو پوشاند و آنگاه ايشان را به حضور رسول خدا ( ص ) برد و آنها نيز به عنوان مسلمان با آن حضرت بيعت كردند و گفتند : « ما براى تو اين بيعت را از كسانى كه ما را به نمايندگى فرستاده‌اند تعهّد مىكنيم » . اين گروه پس از آن به ميان خاندان خود برگشتند و در پى بازگشت آنان اسلام در ميان آن قوم گسترش يافت و اين در شرايطى صورت مىگرفت كه عوامل و زمينه‌هاى گسترش آن از همه جهت مهيّا بود ، زيرا اسلام دين حق و دين فطرت بود و هيچ شگفتى نداشت كه چنين دينى در ميان مردمى كه خواهان حق بودند و سر جنگ و ستيز و دشمنى با آن نداشتند گسترش يابد . علاوه بر اين در آن زمان مكّه يعنى تنها جايى كه با