پس از آن مقدارى نيز براى فرزندان مقداد باقى ماند . حتّى زمانى كه آنها نيز از آن خوردند باز هم از آن كاسته نشد و مقدار ديگرى بر جاى ماند كه مقداد آن را در ظرف كوچكى جاى داده ، براى رسول خدا ( ص ) فرستاد . آن حضرت نيز كه در خانهء امّ سلمه بود از آن خورد و سپس باقيمانده را [ به همان جا ] براى آن هيأت برگرداند و آنان نيز از آن خوردند . بدين سان به بركت رسول خدا ( ص ) و به بركتى كه خداوند به اين غذا داده بود اين هيأت در مدّت اقامت خود در مدينه نياز خود را از همين غذا تأمين مىكرد .
اين يك رخداد خارق العاده بود كه اسلام آنان را راسختر مىساخت .
به هر حال ، آنان به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند و بر اسلام با آن حضرت بيعت كردند و مىگفتند : « گواهى مىدهيم كه خدايى جز اللّه نيست و نيز محمّد رسول خداست » . آنها همچنين در مدّت اقامت خود در مدينه فرايض دينى را آموختند و مقدارى از قرآن كريم را به خاطر سپردند و سپس با رسول خدا ( ص ) وداع كردند و آن حضرت نيز - همچون ديگر موارد - هدايايى از محل خمس غنايم در اختيار آنان قرار داد .
بدين ترتيب اين نيز يكى ديگر از هيأتهايى بود كه پس از گسترش دعوت و پس از پذيرش اسلام براى بيعت بر اسلام خود و استوارتر ساختن آن و نيز براى برخوردار شدن از بركت آسمانى باران به حضور رسول اكرم ( ص ) رسيده بود .
هيأت عذره
724 - در صفر سال نهم هجرت هيأتى دوازده نفرى از قبيلهء عذره كه نياى آنان برادر ناتنى يا مادرى قصى بود و از اين طريق با رسول خدا ( ص ) نسبتى نيز داشتند به حضور ايشان رسيدند .
به دليل همين نسبت هنگامى كه رسول خدا ( ص ) پرسيدند : « شما چه خاندانى هستيد ؟ » در پاسخ گفتند : « كسانى كه براى تو ناآشنا نيستند . ما بنى عذره و فرزندان