اين آيين تازه در مىآمدند و بلكه حقيقت اين دين چنان آشكار و روشن شده بود كه ديگر هيچ مسيحى يا يهوديى نيز از پيروى از آن امتناع نداشت ، دلها همه راستى يافته ، اسلام را به عنوان دين برگزيده بود و در اين ميان حاكمان و پادشاهان نيز مانع رسيدن مردم به ايمان و اسلام نمىشدند ، بويژه پس از آن كه دريافتند رسول خدا ( ص ) اميران اقوامى را كه اسلام آوردهاند مشروط به آن كه در راه راست و درستكار و با مردم عادل باشند و هيچ فشار و ستمى را بر آنان وارد نياورند در ميان همان اقوام به فرمانروايى ابقا مىكند .
بدين ترتيب هيأتهايى براى اعلام مسلمانى به حضور رسول خدا ( ص ) مىرسيدند و برخى [ از اميران و پادشاهان ] نيز به اعزام فرستادهاى بسنده مىكردند كه پادشاهان حمير از اين دستهاند .
آنان كه اكثريّت عمده را در يمن تشكيل مىدادند پس از مشاهدهء اين كه اسلام در همهء سرزمينهاى شمالى آنان گسترش يافته و حتّى سپاه روم كه آن را براى تهاجم عليه اسلام و بركندن بنياد اين دين و از ميان بردن پايه و كانون عزت و سربلندى عرب تدارك ديده بودند از مقابل مسلمانان گريخته و جرأت رويارويى با سپاه محمّد ( ص ) را به خود نداده است و پس از آن كه ديدند به رغم كمى تعداد مسلمانان آنان توانستند شمار فراوانى از روميان را به قتل برسانند و پس از آن با تدبير خالد بن وليد همه بسلامت و تنها با از دست دادن بيش از ده نفر به مدينه بازگردند ، قدرت اسلام را از نظر منطقى و در زمينهء فكرى و نيز از اين نظر كه حق است دريافتند و شوكت و اقتدار مسلمانان در مقابل روميان را درك كردند .
بدين سان پادشاهان حمير يعنى حارث بن عبد كلال ، نعيم بن عبد كلال و نعمان پادشاهان ذى رعين ، معافر و همذان و نيز زرعه ذى يزن فرستادگانى را به حضور رسول خدا ( ص ) فرستادند و از پشت كردن خود به شرك و پذيرش اسلام به آن حضرت اطّلاع دادند .
آن فرستادگان به حضور رسيدند و در بازگشت ، پيامبر ( ص ) نامهاى را با آنان
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: حسين صابري
ص٤٩١