فرستادگان را مىكشد شما را مىكشتم » .
بنابراين بنى حنيفه با چنين وضعيّت روانى و با چنين گمراهى در انديشه به حضور پيامبر رسيدند . البتّه تنى چند از اين خاندان اسلام آوردند ، امّا همين افراد نيز پس از آن مرتد شدند و گمراهى مسيلمهء كذّاب آنان را از حق دور ساخت و اين جز به علّت حاكميّت روح تعصّبات جاهلى بر اين عدّه نبود تا آنجا كه حتّى ، يكى از افراد اين خاندان مىگويد : « يك دروغگو از خاندان ربيعه بهتر از راستگويى از مضر است » .
مسيلمه اين دروغگوى بىعقل هنگامى كه ادّعاى پيامبرى كرد مدّعى آن بود كه مىتواند براى قرآن همانند بياورد . او به عنوان نمونه در يكى از گفتههاى مسجّع خود به اين ادّعا كه شبيه قرآن است - چنين مىگويد : « خداوند بر آبستن نعمت و منّت نهاد و از او و از ميان پردههاى تاريك انسانى بيرون آورد كه راه مىرود » .
او همچنين از اين گفتهء رسول خدا ( ص ) كه « او بدترين شما نيست » . با آن كه از اين گفته چنين استفاده مىشود كه ديگر افراد اين خاندان نيز از مسيلمه بدتر و همه بدند چنين استفاده كرد كه پيامبر ( ص ) او را در رسالت خويش شريك كرده است . وى با استناد به همين شركت در رسالت نماز را از خاندان خود برداشت . اين نمونهاى از اين حقيقت است كه چگونه و تا چه اندازه گمراهى نفس انسان را به مهلكه مىكشاند و چگونه و تا چه حد تعصّبات جاهليّت بر انديشهء انسان تأثير مىگذارد .
ابن اسحاق گفته است ورود اين هيأت در سال دهم هجرت صورت گرفت .
اين زمانى است كه دعوت اسلامى فراگير شده بود و آنان چارهاى جز پيروى از آن نداشتند ، امّا با همين وجود مشاهده مىكنيم كه بر انحراف خود باقى ماندند .
هيأت طيّئ
706 - از آنجا كه اين خاندان مردمى نيك بودند و در ميان آنان سرسختيى به سان سرسختى و لجاجت ثقيف و انحراف فكريى به سان انحراف بنى حنيفه و يمامه در آنان ديده نمىشد ، از همان زمانى كه رسول خدا ( ص ) سريّهاى را به سوى اين خاندان