نمىتوانيم اگر از قطع روابط با آنان ناتوانيم حدّاقل به پشتيبانى و همراهى با آنان نپردازيم و با ستم آنان همسو نشويم ؟ آيا به اين حقيقت توجّه نداريم كه صرف جمع شدن پيرامون كسى انسان را از طرفداران او قرار مىدهد ، هر چند وى كردارى همانند با كردار آنان در پيش نگرفته باشد ؟ آيا نمىدانيم كه همين گرد آمدن پيرامون اشرار و بدان ما را با آنان همسو و همراه خواهد ساخت هر چند در عمل با آنان همكارى نكنيم ؟ و بالاخره آيا از ياد بردهايم كه در چنين صورتى با دمساز شدن با بدكاران به آنان كمك كردهايم و مصداق اين گفتهء رسول خداييم كه فرمود : « هر كس با ستمگرى راه برود به سوى جهنم گام برداشته است ؟ »
هفت توبه كار
697 - در ميان ده نفر از مؤمنان راستگويى كه از شركت در غزوهء تبوك باز مانده بودند سه نفر آنان همان كسانى بودند كه پس از بازگشت رسول خدا ( ص ) و هنگامى كه آن حضرت به مدينه بازگشت نزد او رفتند و آن حضرت به بهانههاى كسانى كه در سپاه حضور نداشتهاند گوش داد و همان ظاهر اظهارات آنان را پذيرفت و درون آنها را به خدا واگذاشت - و در حالى كه آن پاك مردى كه اظهارات زبان را مبناى داورى در مورد نيّات آن افراد قرار مىداد و نه آنچه از دلهاى آنان برمىآمد راهى جز اين نداشت كه همانچه را آنان اظهار مىدارند بپذيرد و از عقايد درونى آنان تفتيش نكرده ، اين امر را به خداوند واگذارد - آن سه نفر به حضور آن حضرت رسيدند و گفتند : « ما هيچ عذرى براى كار خود نداريم و نمىتوانيم در مقابل تو دروغ بگوييم » و رسول خدا ( ص ) نيز آنان را تصديق كرد و با آن مجازات ظاهرا اندك و عملا مهم و مؤثر دلهاى آنان را پاك ساخت و روان آنان را از آلودگى پيراست و آسيبى را كه بر آن عارض شده بود از ميان برد . امّا هفت نفر ديگر از اين گروه كسانى بودند كه براى عذر خواهى نزد رسول خدا ( ص ) نرفتند ، زيرا