اعتكاف كامل را در پيش گرفتند ، هر چند در اين مدّت آن دو تن در خانهء اعتكاف كردند و اين اخير در كوچه و بازار و ظاهرا در ميان مردم امّا در واقع حتّى در ميان خانواده و نزديكترين دوستان خود غريب و تنها بود و اين حالت ادامه داشت تا زمانى كه پيامبر ( ص ) قبول توبهء آنان را بديشان اعلام فرمود .
ب : اين كه انسان براى آن آفريده شده است تا با ديگران دمساز و همراه باشد و پيوسته انسان از نگاهها و از چهرهء ديگران و ظاهر گفتهها و كردههايى كه از مردم سر مىزند روحيّه مىگيرد و به همين دليل انكار قلبى يك قضيّه از سوى ديگران و در هم كوبيدن روحيّهء فرد در دوران درستكاران چنان تأثيرى را بر جاى مىگذارد كه مجازاتهايى كه نسبت به بدكاران روا داشته مىشود فاقد چنان تأثيرى است .
بنابراين كسانى كه انكار قلبى را در اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) كه « هر كدام از شما منكرى بيابد بايد آن را به دست خويش تغيير دهد و از آن منع كند و اگر نتواند با گفتههاى خود و اگر اين را نيز نتواند به قلب خويش آن را منكر بدارد » كم مىشمرند و سبك مىدانند در اشتباهند ، چه در اين ماجرا شاهديم تنها برخوردى كه با اين سه نفر شد يك انكار قلبى از سوى ديگران بود كه خود را در سيما و در كردار آنان نشان مىداد و نه در گفتار ، [ ولى با اين وجود همين انكار قلبى آثار فراوانى را در آنان بر جاى گذاشت ] .
بر ما نيز واجب است همين سيره عملى رسول خدا ( ص ) را پيروى كنيم و بنابراين هرگز صحيح نيست رو در روى بدكاران و گناهكاران قرار گيريم و گناه آنان را افشا كنيم ، چرا كه در مورد اين گونه افراد اميد آن وجود دارد كه ضمير انسانى آنان برانگيخته شده ، به ملامت آنان بپردازد [ و آنان را به راه صلاح بياورد ، در حالى كه رو در رو قرار گرفتن احتمالا مانع از چنين چيزى خواهد شد ] .
بنابراين جاى اين پرسش است كه اگر رسول خدا ( ص ) چنين رفتارى را با آن سه تن تنها به سبب آلايشى كه بر دلهاى آنان عارض شده بود در پيش گرفت آيا ما نمىتوانيم همين كار را در مورد اشرار و بدان معاصر خويش انجام دهيم ؟ آيا
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: حسين صابري
ص٤٤٨