است - سخن مىگويد خطاب به رسول خدا ( ص ) چنين مىسرايد :
« هر دوستى كه حتّى به او اميد نيز داشتم مرا گفت تو را از اين بازندارم كه مرا با تو كارى نيست » .
« پس من گفتم شما را پدر مباد راه بر من مبنديد كه آنچه خداوند تقدير كرده خواهد شد » .
« هر آدميزادهاى هر چند زمانى دراز در سلامت بگذراند امّا روزى بر مركب چوبين خواهد نشست » .
« شنيدم كه رسول خدا مرا وعدهء [ بخشش داده ] و چنين است كه اميد عفو را از پيشگاه رسول خدا بايد داشت » .
« لختى درنگ ، اى آن كه همو كه فضيلت قرآن را به تو داده و اندرزها و بيانهاى روشنگر در آن است تو را هدايت كرده است ،
مرا به گفتههاى بد خواهان سخن چنين ملامت مكن كه هر چند دربارهام فراوان گفته شده امّا من گناهى نكردهام » .
او در ادامه در وصف رسول خدا ( ص ) چنين مىگويد :
« رسول خدا ( ص ) نورى است كه از او روشنايى گرفته مىشود و او شمشير هندى و از شمشيرهاى بر كشيده شده در راه خداست ،
در جمع گروهى از قريش كه چون در ميان مكه اسلام آوردند سخنگويى از آن جمع گفت برويد [ كه همه آزاد شدگانيد ] » .
كعب در وصف اصحاب رسول خدا ( ص ) نيز چنين مىسرايد :
« آنان اگر نيزههايشان در جان ديگران نشيند شادى بيهوده نكنند و اگر نيز نيزههايى در جان آنان نشيند ترسان و نگران نشوند .
نيزهها جز آن هنگام كه در گلوى آنان نشيند بازنمىايستد [ و جز اين هنگام از جنگ نمىايستند ] و آنان از روياروى شدن با مرگ هراسى ندارند و گريزان نيستند » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: حسين صابري
ص٣٨٩