تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
از آنجا كه يكى از انصار در جريان ملاقات كعب در صدد قتل او برآمده بود ، وى در اين قصيده در مدح انصار سخنى نگفت . بنابر روايت هنگامى كه وى قصيدهء خود را تمام كرد رسول خدا ( ص ) فرمود : « چرا از انصار سخنى به ميان نياورده است ؟ آنان سزاوار ستايشند » . در اين هنگام او در وصف انصار نيز قصيدهء كوتاهى گفت كه چنين آغاز مىشود : « هر كس بزرگوارى و كرامت زندگى او را شادمان مىسازد و در پى چنين چيزى است ، آن در چنگ نيكان انصار قرار دارد . آنان بزرگوارى را نسل در نسل از يكديگر به ارث برده‌اند و همانان نيكان و زادگان نكو مردانند » . اسلام آوردن كعب بن زهير به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر اسلام [ در نبرد موته ] شاعر دعوت اسلامى و حماسه سراى دفاع از آن و دفاع از پيامبر بزرگوار ( ص ) عبد اللّه بن رواحه را از دست داد ، امّا [ در فرداى فتح مكّه ] كعب بن زبير را به دست آورد . همچنين اين حقيقت استفاده مىشود كه شاعران زبانهاى گوياى دعوت به مكارم و گسترش فضايل و تمجيد از صاحبان فضايل در سرزمين جزيرة العرب بودند .

سريّهء عييّنة بن حصين

677 - پيامبر اكرم ( ص ) پس از غزوهء حنين و طائف به اعزام گروههايى به ميان قبايل عرب به منظور دعوت به اسلام و اطّلاع يافتن از اوضاع و احوال و اخبار آنان مىپرداخت . آن حضرت در اين گروهها كسانى را كه تازه اسلام آورده بودند به كار مىگرفت تا بيشتر با اسلام انس يابند ، وظايفى را كه بر اساس اين دين متوجّه آنان مىشود بر دوش كشند ، به انجام وظايف دينى خو گيرند ، خصلت سلطه جويى و نياز آنان به ارضاى آن اشباع شود و بالاخره بر اساس آيين حق به غنايمى از قبايلى كه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 390 | حسين صابري / محمد أبو زهرة