تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
آنان در نگرفته بود . در اين هنگام منادى رسول خدا ( ص ) نداى فراخوانى مردم به تجمّع را در داد و گفت : « الصلاة جامعة » . پس از آن [ و زمانى كه مردم جمع شدند ] پيامبر ( ص ) براى قبيلهء احمس كه اين مرد ( صخر ) از آن قبيله بود دعا كرد و ده بار فرمود : « پروردگارا به سواران و اسبان احمس بركت ده » . صخر تنى چند از هوازن را به حضور رسول خدا ( ص ) آورد و البتّه اين افراد همان هيأت ثقيف نبودند كه به حضور آن حضرت رسيدند و در سطور قبل بدان اشاره كرديم و نيز وعده داديم در فصول آينده دربارهء آنان بتفصيل سخن گوييم .

نگاهى دوباره به غنايم هوازن

674 - پيش از اين از غنايم هوازن سخن گفتيم ، آنچه كه شايد بزرگترين غنايمى بود كه رسول خدا ( ص ) از اعراب مىگرفت و شايد همانند يا نزديك به غنايم خيبر بود . ما بحث از اين غنايم را پس از بحث از شكست هوازن مطرح كرديم و البتّه در اين نحوه ترتيب بحث همراه با سير زمانى حوادث حركت نكرديم ، زيرا توزيع و تقسيم اين غنايم از سوى رسول خدا ( ص ) تنها پس از غزوهء طايف صورت گرفت در حالى كه ما تا اين زمان صبر نكرديم و بمحض به پايان بردن بحث از شكست هوازن از تقسيم غنايم آنان سخن گفتيم . اكنون به بيان اين نكته مىپردازيم كه غنايم هوازن به فرمان رسول خدا ( ص ) در اين زمان و پس از غزوهء طايف كه شايد اندكى دير بود تقسيم شد . پيش از اين از سهمى سخن گفتيم كه پيامبر اكرم ( ص ) به مؤلّفه يا كسانى كه بدين وسيله دلهايشان به اسلام نزديك مىشد بخشيد و البتّه در ميان كسانى كه از اين سهم برخوردار شدند هيچ كس از بنى عبد المطلّب نبود ، نه عبّاس در ميان آنان بود ، نه فرزندان حارث بن عبد المطلّب و نه ديگر كسانى كه در كنار رسول خدا ( ص ) به مقاومت و پايدارى پرداخته بودند ، آن هم در زمانى كه ديگران از
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 378 | حسين صابري / محمد أبو زهرة