جامهاى قبطى پوشانده و جامهاى نيز به عنوان هديه به آنان داده بود به ميان خاندان خود برگرداند در حالى كه به زبان حال مىگفت : « شكست خوردگانى كه مورد اكرام قرار گرفتهاند » .
667 - قبل از به پايان بردن سخن در مورد غنايم هوازن و سرنوشت اسيران مناسب است به حكمتى كه خداوند در رسيدن اين غنايم به مسلمانان قرار داده و بدين ترتيب سپاه اسلام را مشمول توجّه و عنايت ساخته و از ضايع شدن آنان جلوگيرى كرده است نيز اشارهاى داشته باشيم .
مسلمانان در جريان فتح مكّه به هيچ غنيمتى دست نيافته بودند و به پاس احترام مكّه و حمايت از داراييهاى موجود در آن ، خداوند هيچ چيز از آن را به تصرف رسول خود و مسلمانان در نياورده بود و آنان به عنوان فاتح وارد اين شهر نشده و بلكه هر چند احرام نبسته بودند ، امّا بيشتر به كسانى شباهت داشتند كه براى طواف و سعى صفا و مروه آمدهاند .
امّا اين سپاه سپاهى گران بود كه ده هزار تن را در خود جاى مىداد و اين سپاهيان از مكّه تا مدينه آمده و آن صحراها و بيابانها را در نورديده بودند و اينك نيز در نزديك شهر خود قرار نداشتند تا احتياجات خود را تأمين كنند و اين در حالى بود كه چنين سپاه گرانى قاعدة نياز به تدارك و تجهيز داشت .
اينجا بود كه خداوند اين سپاه را به سوى هوازن و هوازن را به سوى اين سپاه كشاند و نيز چنين به دل مالك بن عوف انداخت كه به گمان خود براى تقويت بيشتر سپاه هوازن و به وجود آوردن روح حماسهء قويتر در سربازان در دفاع از زنان و كودكان و اموال خويش آنها را نيز با سپاه همراه ساخت و البتّه همراهى اين اموال و زنان و كودكان سودى به حال اين سپاه نبخشيد و بلكه بدين ترتيب همهء اموال آنان در اختيار سپاه اسلام قرار گرفت و رسول خدا ( ص ) آنها را چنان كه از خداوند فرمان گرفته بود در ميان مردم تقسيم كرد و علاوه بر اين اسيران فراوانى نيز به اسارت مسلمانان در آمدند .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: حسين صابري
ص٣٦١