تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
كه گذشتهء آنان نشان مىدهد به حق - بىآن كه چيزى ديگر در كار باشد - اعتراف و اذعان نمىكردند و تسليم دلايل و براهين روشن آن نمىشدند و به همين سبب نيز براى وارد كردن آنان به صفوف مسلمانان ناگزير لازم بود از طريق اختصاص سهمى از غنايم به آنها دلهايشان به اسلام نزديك شود . وانگهى ، آنچه با راه گشودن ايمان به دلهاى اين افراد به دست مىآمد بمراتب بيش از خسارتى بود كه مسلمانان از طريق اختصاص دادن غنايم به آن گروه متحمّل آن مىشدند ، چه ، رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) مىفرمايد : « اين كه خداوند به وسيلهء تو يك نفر را هدايت كند براى تو از شتران سرخ موى گرانقدرتر است » . در اينجا تذكّر اين نكته لازم است كه بسيارى از مردم مكّه كه در پذيرش اسلام ترديدى داشتند پس از مشاهدهء اين پيروزى و پس از ديدن اين نصرت و تأييد خداوند گروه گروه به اسلام درآمدند .

دل آزردگى انصار

665 - ابن اسحاق به سند خود از ابو سعيد خدرى چنين روايت مىكند : « هنگامى كه رسول خدا ( ص ) در نبرد حنين به آن غنايم دست يافت و قدرى از آن به « مؤلفه » و ديگر اعراب داد و از اين غنايم هيچ چيز - اندك يا بسيار - به انصار نرسيد ، اين گروه از ياران رسول خدا ( ص ) اندكى دل آزرده شدند تا جايى كه يكى از آنان گفت : « به خداوند سوگند رسول خدا ( ص ) خاندان خود را ديده است ! » . در اين ميان سعد بن عباده به حضور پيامبر ( ص ) رسيد و گفت : « اى رسول خدا ( ص ) اين گروه از انصار اندكى از تو آزرده شده‌اند » . آن حضرت فرمود : « به چه سبب ؟ » او گفت : « به سبب اين كه غنايم را در ميان خاندان خود و ساير اعراب تقسيم كرده‌اى و هيچ چيزى به آنان نرسيده است » . پيامبر اكرم ( ص ) از سعد پرسيد : « تو خود موضعت در اين باره چيست ؟ » او گفت : « من هم يك نفر از قوم خود هستم » .