شتر ديگر شد صد شتر ديگر نيز به او بخشيد . علاوه بر اين به نضر بن حارث بن كلده نيز پنجاه شتر ، به علاء بن حارثه ثقفى همين تعداد و به عبّاس بن مرداس نيز چهل شتر داد و چون ابن مرداس در اين باره شعرى گفت شمار شتران او را به يكصد نفر رساند .
پس رسول اكرم ( ص ) زيد بن ثابت را مأمور گرد آوردن مردم و جمع آورى غنايم و تقسيم آنان ساخت و از طريق او غنايم را توزيع كرد .
در جريان اين تقسيم به هر يك از افراد سواره دوازده شتر و صد و بيست گوسفند و به هر يك از افراد پياده چهار شتر و چهل گوسفند رسيد .
نكتهء قابل توجّه در مورد تقسيم اين غنايم آن است كه « مؤلّفه » با آن كه در صحنهء اين جنگ تنها نظارهگر بودند ، ولى با اين حال بيشترين سهم را از غنايم بردند و به نسبت از همهء ديگر مجاهدان بيشتر گرفتند ، چه ، در حالى كه سهميّهء رزمندهاى كه به شمشير خود جنگيده و غنايم را در اختيار گرفته بود چهار شتر شد در حالى كه سهميّهء ابو سفيان تماشاچى صد شتر و سهميّهء هر يك از فرزندان او نيز صد شتر بود و علاوه بر اين هم او و هم فرزندانش هر يك چهل اوقيه نقره گرفتند . امّا على رغم اين مسأله مؤمنان مجاهد و راستين كسانى نبودند كه در اين باره زبان به اعتراض بگشايند ، زيرا مىدانستند او هدايتگر و راهنما و همو منادى دعوت به حق و همان كسى است كه دلها را با اسلام بدين وسيله نزديك مىسازد و مانع از آن مىگردد تا اين دلها از او كناره گيرد و دور شود . همچنين مىدانستند افرادى كه ما از آنان با عنوان مؤلّفه ياد كرديم افرادى مادّى بودند كه بيش از آنچه حق مىتواند آنان را مجذوب خود سازد ، مادّه و مادّيات آنان را به خود جذب مىكرد .
البتّه كسى نبايد تصوّر كند كه اين كار نوعى خريدن ايمان آنان بود ، چرا كه ايمان چيزى نيست كه بتوان آن را از طريق خريدن به دست آورد ، بلكه ايمان از طريق اذعان و اعتراف شخص به حقيقت به دست مىآيد . از ديگر سوى آن كسانى كه با فتح مكّه رياست آنان از بين رفته و سلطهء ايشان ستانده شده بود كسانى بودند
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: حسين صابري
ص٣٥٥