تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
رسول خدا ( ص ) بمحض شكست و فرار دشمن اين غنايم را در ميان مسلمانان توزيع نكرد ، بلكه قدرى درنگ ورزيد بدان اميد كه آنان ، هر چند در ظاهر ، اعلام مسلمانى كنند [ و اموال خود را پس گيرند ] . هدف پيامبر ( ص ) از اين كار نيز نزديك كردن دلهاى آن مردم به اسلام بود ، زيرا مأموريّت الهى او اين بود كه مردم را به اسلام فرا بخواند . وى بويژه به اين امر نيز توجّه داشت كه آنچه به عنوان غنيمت در اختيار مسلمانان قرار گرفته ، اگر همهء ثروت و دارايى هوازن نبود ، امّا حداقل بخش عمده‌اى از دارايى آن مردم بود . هنگامى كه بيش از ده شب گذشت امّا هيچ كس مراجعه نكرد ، آن حضرت غنايم هوازن را تقسيم فرمود . رسول خدا ( ص ) در تقسيم اين غنايم بيشترين سهم را به « مؤلفة قلوبهم » يا كسانى كه به هدف نزديك كردن دلهاى آنان به اسلام چنين اقدامى براى آنان صورت مىگرفت اختصاص داد ، آن سان كه به ابو سفيان بن حرب - به همين منظور و براى آن كه ايمان به قلب او راه يابد - چهل اوقيه نقره و صد شتر بخشيد و هنگامى كه او به اين بسنده نكرد ، بلكه براى فرزند خود يزيد نيز خواهان غنيمت شد و گفت : « فرزندم يزيد » ، رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود : « چهل اوقيه نقره و صد شتر نيز براى او » و پس از آن نيز چون طمع و آزمندى ابو سفيان خاتمه نيافت و گفت : « فرزندم معاويه » ، ديگر بار پيامبر ( ص ) فرمود : « به او نيز چهل اوقيه نقره و صد شتر بدهيد » . در اين ماجرا شاهد آنيم كه معاويّه نيز از « مؤلفة قلوبهم » يا از كافرانى است كه رسول خدا ( ص ) به منظور نزديك كردن دلهاى آنان به اسلام قدرى از غنايم را به آنان بخشيد تا ايمان به دلهاى آنان راه يابد . پس آن كسانى كه معاويّه را در مقابل على ( ع ) قرار مىدهند و يا از او پشتيبانى مىكنند بايد اين حقيقت تاريخ را نيز از ياد نبرند . پيامبر اكرم ( ص ) همچنين به حكيم حزام صد شتر داد و چون او خواهان صد
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 354 | حسين صابري / محمد أبو زهرة